فارسی دری کجایی ؟

مطلب زیر قسمتی از اخبار سایت افغان پی پی پر است شما چه فکر می کنید ؟ کسانی که در افغانستان مثلا به جای موتر بگویند ماشین متهم به ایرانیگک و صحبت با زبانهای بیگانه و فراموش کردن فرهنگ خویش و...صد حرف و حدیث ناروا متهم میشوند حا لا قسمتی از زبان شیرین دری ۲۰۰۶ را از سایت دری زبان افغان پی پی پر بخوانید .تکلیف چیست ؟ چه نهادی مسول حراست از زبان فارسی است ؟

مسئولین ریاست گمرک ولایت هرات می گویند که بر اساس دستور وزارت های داخله تجارت و مالیه آنان ورود موترهای پایین تر از مدل 1996 را ممنوع اعلان نموده اند. گفته می شود همچنان ورود موترهای که اشترنگ شان چنج شده نیز ممنوع اعلان گردیده است.
افغان پی پی پر

ناصر عبداللهی خواننده پاپ ايرانی درگذشت

ناصر عبداللهی خواننده موسيقی پاپ ايرانی ده روز پيش از رسيدن به سن 36 سالگی در تهران درگذشت.
 
                     

آقای عبداللهی در بيمارستان هاشمی نژاد تهران جان باخته که بيمارستان تخصصی بيماريهای کليوی است و علت مرگ او اختلال در عملکرد مغز و ديگر اندامهای داخلی به دليل مسموميت دارويی اعلام شده است.

ناصر عبداللهی اهل شهر بندرعباس در جنوب ايران بود و آن گونه که در گزارشها آمده، پيش از مرگ چهار هفته در بيمارستانهای بندرعباس و تهران بستری بوده است.

ناصر عبداللهی از نسل نوی خوانندگان پاپ ايرانی به شمار می رود که از يک دهه پيش بدين سو و در پی مجاز شدن موسيقی پاپ در داخل ايران وارد عرصه هنری ايران شدند.

وی با ترانه فاطمه‌ بنت‌ نبی‌ شهرت يافت که خود نيز در يکی از مصاحبه هايش آن را "جزء لاينفک‌ ذهن‌ و خاطر" خود خوانده بود.

از ناصر عبداللهی آلبومهای دوستت دارم،بوی شرجی و هوای حوا منتشر شده است.

منبع بی بی سی

آغاز بكار سومين تلويزيون خصوصي در هرات

                                    

سومین تلویزیون خصوصی ( هرى ) ، طی محفلى با اشتراک تعدادی از مسؤولان محلی، فرهنگیان وهنردوستان در شهرهرات روز گذشته رسماً به فعالیت آغاز نمود.محترم سید نجیب یوسفی رييس اين شبکۀ تلویزیونی درمحفل افتتاحيۀ آن گفت : این شبکۀ تصویری بعد ازسه ماه فعالیت آزمایشی ، اينک نشرات شبانۀ خود را رسماً درقالب برنامه های علمی،فرهنگی ،اجتماعی و ورزشی شروع نموده است.
يوسفى افزود که قرار است تلویزیون هری، ازاین به بعد هرشب چهارساعت نشرات داشته باشد که عمدتا برنامه هاى اطفال، فلم وسریال های اجتماعی را درراستای فرهنگ کشور پخش مي نمايد.
موصوف درمورد بودجۀ فعال شدن اين شبکه توضيح نداد، اما گفت که وی از مدتی به اینسو درتلویزیون NRD آلمان فعالیت میکند ودرصدد است که تلويزيون هرى را با استفاده از تجربه کاری و سیستم های نوین مجهز گردانند.
با این حال ولی شاه بهره ،ريیس فرهنگ و جوانان ولایت هرات، ضمن ابراز خرسندی از ایجاد این تلویزیون به آژانس خبرى پژواک گفت که اکنون یک انقلاب فرهنگی ديگر درکشور بخصوص درهرات درحال جان گرفتن است .
وی افزود که هرات به عنوان مرکز فرهنگی افغانستان شناخته میشود اما روند کنونی رشد امور فرهنگی وهنری دراین ولایت نشان دهنده زنده شدن استعدادهای نهفته نسل نوین است که میخواهند، یکبار دیگرهمانند گذشته، مدنیت واصالت خود را به جهانیان نشان دهد.
بهره علاوه نمود که قبل از این، دو شبکۀ تلویزیونی خصوصی ديگر بنامهاى سیمای غوریان ( درولسوالی غوریان هرات ) وساقی در شهر هرات نيز به فعاليت آغاز نموده اند که فعالیت های کاری شان موفقیت آمیز بوده است.
بنا بر اظهارات ريیس فرهنگ و جوانان هرات ،درحال حاضر، اضافه از چهل رسانه چاپی درقالب روزنامه ،هفته نامه،ماهنامه و گاهنامه دربخش های فرهنگی ،اجتماعی،علمی وسیاسی در هرات فعالیت میکنند و تمامی این رسانه ها در ظرف چهار سال گذشته، ایجاد شده اند.

اسکار افتخاری به ایتالیا می‌رود

  سرانجام سال ها پس از آن که منتقدان سراسر دنیا آثار موسیقایی انیو موریکونه را شایسته تحسین جهانی دانستند، اعضای آکادمی علوم و هنرهای تصویری آمریکا با اهدای اسکار افتخاری به این آهنگساز ایتالیایی موافقت کردند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» انیو موریکونه که پیش از این پنج بار به خاطر نگارش و ساخت موسیقی برای فیلم‌هاي روزهای بهشت، ماموریت مذهبی، تسخیرناپذیران، باگزی و مالنا نامزد دریافت اسکار شده بود، بیست و پنجم فوریه سال آینده میلادی در محل برگزاری مراسم سالیانه آکادمی حاضر می‌شود تا این جایزه معتبر را دریافت کند.
این آهنگساز هفتاد و هشت ساله تاکنون برای بیش از سیصد و پنجاه فیلم موسیقی ساخته که ملودی هایش برای فیلم‌هاي سینما پارادیزو، روزی روزگاری در آمریکا، خوب، بد، زشت مهم ترین آثار موسیقی سینمای جهان به شمار می‌آيد.
موریکونه در سال 2001 در گفت و گویی با یک نشریه ایتالیایی ضمن ابراز دل خوری از بی توجهی اعضای آکادمی اسکار به ساختار موسیقی فیلم ماموریت مذهبی به طعنه گفته بود: «اگر دست خودم باشد هر دو سال یک بار اسکار می‌گيرم!»

همایش افغانستان در صد سال اخیر

دوستان شاید مطلب زیر جندان با موضوعات وبلاگ همخوانی نداشته باشد و یعضی ها بگویند وارد سیاست شدی و ازاین قبیل حرفها اما خواست یکی از عزیزانی که برایش بسیار احترام قایل هستم مبنی بر ارایه گذارشی از این همایش " گزارشی مختصر را  خدمت شما تقدیم می کنم.

همایش تحت عنوا افغانستان بعد از صد سال اخیر باهمکاری موسسه مطالعات تاریخ ایران و بنیاد فرهنگی کوثر در تاریخ 26آذر ماه در موسسه مذکور با حضور پژوهشگران ایرانی و دوستان افغانی برگزارشد که گزارشی ذیل حاصل مشاهدات و برداشتهای شخصی من از این همایش است .

البته من دیرتر به همایش رسیدم ولذا ممکن است نواقصی در گزارش باشد که عذر میخواهم.

اطلاع رسانی همایش :

اطلاع رسانی همایش چندان مناسب و گسترده نبود چون همایش علمی و تخصصی بود و ازطرفی تیم کارشناسان ایرانی بسیار زبده ودر سطح بالا بود و هم اینکه در آینده این همایش از رسانه های تصویری ایران منعکس و پخش خواهد شد لازم بود که تبلیغات مناسب جهت جذب مقالات بهتر و کارشناسان زبده تری صورت میگرفت . که متاسفانه نتیجه آن مقالات ضعیف و کارشناسانی بود که در اندازه و قامت این محفل نبود .

مکان همایش :

مکان همایش در شمال شهر در منطقه دیپلمات نشین شهر بود که مرکز مطلعات تاریخ ایران است اما متا سفانه پیدا کردن آدرس آن برای خیلیها سخت بود واین مسیر هم به ندرت تاکسی یافت میشود که خود من هم بسیار دیر رسیدم واز جمله مهمان مهم جلسه اقای عالمی بلخی رییس کمسیون قضایی پارلمان افغانستان که اواخر جلسه رسیدند .

موضوعات همایش :

موضوعات بسیار زیاد بود واین حجم مطالب زمانی بیشتر از یک روز را میطلبید بطوریکه بسیاری از سخنرانان از کمبود وقت گله داشتند بعضی ازاین موضوعات به شرح ذیل میباشد:

1-برسی سیاستهای استعماری انگلیس در افغانستان

2-عدم دلایل موفقیت مجاهدین در تشکیل حکومت اسلامی

3-عوامل پیدایش طالبان و پیامد های آن در منطقه

4-برسی عملکرد موافقتنامه بن دلایل حضور امریکا در افغانستان

5-تروریسم بهانه اشغال افغانستان  و...

مقایسه مقالات و کارشناسان ایرانی و افغانستانی :

تعداد مقالات ایرانی 12 و افغانستان 7 بود که طبق گفته دبیر همایش مقالات ارسالی از پژوهش گران  ایرانی چند برابرمقالات افغانستانی بود که چندان هم بیراه نبود . تیم کارشناسان ایرانی ومقالات ارایه شه آنها را بیشتر اساتید دانشگاه تشکیل میدادند اما جانب افغانی را بیشتر طلبه های حوزه ای والبته به قول خودشان چهره های جهادی تشکیل میداد به جز چند مورد که شاید بضاعت ما همین بوده که با شناختی که من از چهره های تحصیلکرده مهاجرین سراغ دارم قطعا این طور نیست. شاید تدارکات یا بودجه کافی  برای دعوت کارشناسان شناخته افغانی مهیا نبوده که باتوجه به سکونت اساتید ایرانی در تهران این گزینه قویتر به نظر میرسد . اما امیدوارم این عزیزان هم وطن بضاعت علمی افغانی ها تلقی نشود .

بعضی از کارشناسان ایرانی اینها بودند 1-دکتر حسین احمدی استاد دانشگاه 2-دکتر یوسفی استاد دانشگاه 3-دکتر محمد مظاهری استاد دانشگاه 4-دکتر محمد جواد استاد دانشگاه 5-دکتر اسماعیلی استاد دانشگاه و...حالا به نامهای اساتید هموطن توجه کنید 1-حجت السلام حسینی عضو بنیاد کوثر2-مولوی سروری عضوشوری علما افغانستان 3-محمد رحیم افضلی جهره جهادی 4-دکتر واحدی بنیاد کوثر و...

افراد شرکت کننده در همایش :

بعضی از چهره های شناخته شده همایش اینها بودند 1-سید علی شاه آزاده گوانتانما 2-معاون دفتر حزب ال..در تهران 3-هاشمی لولنجی مشاور ریس جمهور (البته بنا بود باشند)4-عالمی بلخی ریس کمسیون قضای پارلمان  و...

چند نکته :هنگامی که عالمی وارد جلسه شد اقای حسینی(بنیاد کوثرافغانستان) بر خلاف عرف چند مرتبه به او خیر مقدم میگفت که وظیفه ریس جلسه بود ودر نهایت از جای خودش بلند شد که عالمی صحبت کند که با اعتراض ریس جلسه مواجه شد.

حجت السلام حسینی ازمقاله خوانان افغانی از 15دقیقه وقت خود را5دقبقه به مقدمه منبردینی یعنی سلام وصلوات پرداخت و5دقیقه به ذکر اسامی شرکت کنندگان جلسه وتشکر وتعارف از آنها پرداخت در نتیجه وقت کم آورد و مقاله خود را نیمه نصفه خواند .

ودر پابان همایش با دکتر واحدی  ریس بنیاد کوثر مدت زیادی از راه را پیاده با هم طی کردیم که ازاین مصافحت از همایش بیشتر لذت بردم انصفا انسان لایق و شایسته ومتواضع است و مقداری خستگی راه و کاستی های همایش ازبین رفت .

دکتر واحدی از دوستان قدیم ودکترای پزشکی از دانشگاه تهران دارد و خانمش دکتر فاطمی دکترای ادبیات ازدانشگاه تهران وسابقه عضویت لوی جرگه را دارد.

همانطور که سوار برمترو میشدم مدام به اینکه موبایل شرکت کنندگان در جلسه با زنگهای بلند و وحشتناک حواس شرکت کننده ها راپرت میکرد فکر میکردم ‌‌و ناراحت بودم از اینکه تکنولژی متا سفانه  وقتی به کشورهای جهان سوم وارد میشود فرهنگ استفاده صحیح از آن وارد  وآموزش داده نمیشود در همین فکر ها بودم که چند جوان اس وپاس وارد مترو شدند و بعد مرد میانسالی را ازمترو بیرون پرت کردند و شروع کردند به فشار دادن دکمه ارتباط واگن مسافران با راننده مترو که بعد از لحظاتی  صدای اوراهم در آوردند .وای ! فرهنگ چه کلمه بیگانه ای حتی در شمال تهران !؟

فیلم مستند چیست ؟

قسمت سوم

              وفاداری به واقعیت در مقابل واقع گرایی

 شیفتگی عمیق و توجه زیادی به واقعیت در مستند وجود دارد .سوال مهم این است واقعیت چیست ؟ ذر ذهن مادی گرا واقعیت چیزی عینی و فابل مشاهده است که بتوان آن را محاسبه کرد وقابل معامله باشد اکثر شبکه های تلویزیونی و موسسات ملی معتبر و ثروتمند به دلیل وحشت از دعاوی حقوقی میخاهند مستند شامل چیزهایی باشد که بتوان آن را دید محاسبه کرد ودر دادگاه فرضی از آن دفاع کرد .به همین خاطر این شبکه بیشتر به ساختن فیلمهای خبری گزارشی و تبلیغاتی علاقه مند هستند تا یک فیلم مستند انتقادی که از واقعیت هم سر چشمه گرفته باشد  که ناشی ازوجدان فردی و دیدگاه انتقادی نشات گرفته است .

اصولا مستند غنا و ابهامات نهفته در کل زندگی را منعکس میکند و غیر از واقعیت های بیرونی وقابل رویت واقعیتهای درونی و نامریی راهم نمایش میدهد . چون کابوسها رویا ها و خاطرات هم بخشی از واقعیت هستند .

مستند هنر اجتماعی است

مستند ساختاری از اسناد وشواهد است .مستند قصد دارد با نمایش تجربه های گابه گام سازندگانش در کلنجار رفتن با درک و در یافت مفهوم رویداد خاص تماشگران را به استنتاج بکشاند . فیلم مستند معمولا به صورت تیمی ساخته میشود مثل کارگردان فیلمبردار مجری و...بنا بر این چنین حساسیتی باید در تک تک افراد به وجود آمده باشد . سپس فیلمی که حاصل کار گروهی وفرآیند جمعی است باید برای جمعی دیگر –یعنی مخاطبان – نمایش داده شود . فیلم مستند واقعا هنری اجتماعی است

فرخ غفاری، کارگردان سينمای ايران درگذشت

فرخ غفاری، پژوهشگر، نويسنده و کارگردان قديمی سينمای ايران و پايه گذار فيلمخانه ملی ايران بعد از ظهر يکشنبه 17 دسامبر در سن 85 سالگی در پاريس درگذشت.
             

او مدتی پيش به علت ناراحتی قلبی تحت عمل جراحی قرار گرفت و که تاثيری در بهبود وضعيت جسمانی او نداشت و سرانجام در بيمارستانی در پاريس درگذشت.

آقای غفاری در سال 1300 در تهران به دنيا آمد. در نوجوانی برای تحصيل به اروپا رفت و ابتدا در بلژيک و سپس در فرانسه تحصيل کرد.

آقای غفاری در اواخر در دهه 1320 خورشيدی به ايران بازگشت. سينمای ايران سالها بود که در دوران فترت و خاموشی بسر می برد و عملا او نتواست فعاليتی در زمينه ساخت فيلم داشته باشد. هرچند او در زمينه ديگر اين رشته مشغول شد که پايه گذاری کانون فيلم ايران و فيلمخانه ملی ايران از مهمترين فعاليتهای او در اين سالها بود. او بار ديگر به فرانسه بازگشت که علاوه بر نوشتن نقد سينمايی در نشريات سينمايی اروپا، به نگارش فيلمنامه و ساخت فيلم نيز مشغول بود.غفاری در ميانه سالهای 1330 دوباره به ايران آمد و اين بار مقدمات ساختن نخستين فيلم بلندش را آماده کرد. جنوب شهر در سال 1337 ساخته شد که لحن انتقادی آن موجب شد که نمايش اين فيلم برای مدتی توقيف شود و سالهای بعد با نام رقابت در شهر اجازه نمايش يافت.فيلم بعدی او شب قوزی بود که بر اساس داستانی از افسانه های هزار و يک شب در سال 1343 ساخته شد.

منبع بی بی سی

شبکه تلویزیونی آریانا یا بنگاه تبلیغاتی بنیاد بیات ؟

این روزها شبکه تلویزیونی آریانا دست به تبلیغات گسترده از بنیاد بیات زده است .مجری اخبار شبکه بعد از اعلام چند خبر که معمولا چندان خوشایند نیست با آب وتاب تمام به پخش تصاویری از احسان ال..بیات ریس بنیاد بیات می کند که در حال پر کردن کاسه آبگوشت است و چند نفر کودک پا برهنه هم چشم به کاسه غذا دردست منجی شان دوخته است وچند نفر هم که لابد برای چهچه وبه به کردن است  پشت سر ریس صاحب ایستاده وتصویربرداران وعکاسان مدام به این طرف و آن طرف میدوند انگار که حادثه مهمی در حال اتفاق است .باز شبی دیگر و ادامه سناریو احسان ال..بیات واین بار جاده سالنگ ومنجی مهربان در حالی که خدمه و حشمه شان او را احاطه کرده است چند پتو سر شانه برف کن ها می اندازد وچند روزدیگردرمقابل دهها دوربین جایزه ویژه ای از ریس جمهور برای اعمال بشردوستانه ی خود دریافت میکند.و سناریو ادامه دارد .

زحمات و فعالیتهای ایشان و بنیاد بیات قابل قدر است و کسی قصد انکار آن را ندارد اما چند نکته قابل یاد آوری است :

     اول :میگویند تبلیغات بیش از حد و مستقیم از کس یا هر چیزی نتیجه عکس دارد و این نظریه  برای ماها که در یک فضای بسته رسانه ای زندگی میکنیم و عکس و العمل مردمان آن را دیده ایم به اثبات رسیده است .پس اگر شبکه عزیز آریانا قصد تبلیغ وبزرگ کردن ایشان را دارد باید این نکته را در نظر بگیرند و این شخص بزرگوار را برای مسایل ازاین دست کوچک نکنند.

دوم : اگر بنیاد بیات قصد کمک و خیر رسانی به مردم محروم و مستضعف را دارد میتواند این کار را بدون دوربین های تلویزیونی انجام دهد ویا حداقل برای کارهای بزگتری که میکنند پوشش خبری بدهد نه مثلا دادن چند قرص نان و یک وعده غذا که مشکلی از مشکلات آن را حتی برای یک روزه حل نمیکند .احسان ال..به جای اینکه چند اکیپ تلویزیونی را به دنبال خود راه بیندازد ؛میتواند آن را برای تهیه گزارشهای مفید به نقاط دیگر بفرستتد.واین نوع تبلیغات انسان را به اهداف خیر خواهانه ایشان د چار تردید می اندازد وبد ترین کار سوء استفاده تبلیغاتی از مردم مستضعف ورنجور افغانستان است که سالهاست طعم تلخ آن را از دوست و دشمن میکشند.

سوم : اگر این حاتم بخشی ها از بنیاد بیات است مشکلی از مشکلات مردم را حل نمیکند و این نوع تبلیغ و کوچک کردن یک رسانه؛ بد عتی را برای شبکه هایی که در راهند  یا  کار میکنند ایجاد خواهد کرد وشاید بعدیها شروع به پخش فیلمهای یادگاری خود بکنند بعد بیا ودرست کن. اقای بیات ! درد این مردم فقط آب و نان نیست اگر هم باشد کار شبکه تلویزیونی نیست خیلی دلت میسوزد دردشان را هر روز و شب وبه طورگسترده منعکس کن تا آنهایی که دست اندر کارند و جامعه جهانی فکر اساسی برای رفع آن بکنند .شبکه ی آریانا انباشته شده است از موسیقیهای کوچه بازاری و فیلمهای هندی و ...خوب کسی مخالف این چیزها نیست انها هم به اندازه و جای خودشان .امروز آموزش از نان شب هم برای مردم واجب تر است چقدر از برنامه های شما را آموزش تشکیل میدهد؟ در روز چند ساعت اطلاع رسانی میکنی و چند نوبت اخبار پخش میکنید؟ چه قدر برنامه های تحلیلی در موضوعات مختلف اعم از اقتصاد سیاست فرهنگ جهت ارتقای رشد فکری و بالا بردن سطح آگاهی جامعه منتشر کرده اید یا شعور بینندگانت را برای اینچنین برنامه ها دست کم میگیرید و فکرمیکنید آنها بافیلم هندی بیشتر دلشان خوش میشود . فرشته نجات ! جای خدمت تو اینجاست .

تولد هفتمین شبکه تلویزیونی افغانستان (نورین)

قرار است در مدت يکماه آينده، هفتمين شبکۀ تلويزيونى بنام نورين در کابل آغاز به فعاليت نمايد.
اين مطلب را دوکتور احمد غوث زلمى مسؤول بخش نشراتى شبکۀ تلويزيون نورين وسرپرست اتحاديه ملى ژورنالستان افغانستان به آژانس خبرى پژواک ابراز داشت.
زلمى ، حدود سى سال سابقه کارى در تلويزيون و راديو افغانستان دارد.
به گفتۀ وى ، نشرات تلويزيون نورين شامل برنامه هاى فرهنگى ،علمى ،هنرى ، تفريحى ، آموزشى و خبرى خواهد بود.
اما وى گفت که براى زنده نگهداشتن هويت فرهنگى افغانها در تلويزيون نورين، بيشتر به مسايل فرهنگى توجه خواهد شد.
به اساس معلومات زلمى ، نشرات اين شبکه در ابتدا در کابل ، بعد از يک هفته در ولايات کندهار ، هرات ، ننگرهار و بلخ و بعد از آن در تمام کشور و در مدت سه ماه آينده ، از طريق ستلايت درپنج قارۀ دنيا پخش خواهد شد.
موصوف ، خاطر نشان ساخت که اين شبکه تلويزيونى ، از سرمايه شخصى حاجى محمد آصف نورى يکتن از تجار افغان و باشنده اصلى ولايت پنجشير تمويل مى گردد.
به گفتۀ زلمى ، نورى به دليل علاقمندى وافر به مسايل فرهنگى و هنرى دست به اين اقدام زده است.
به اساس معلومات عبدالرحمن پنجشيرى رييس پلان راديو تلويزيون ملى افغانستان ، تا کنون در مجموع ٢١ شبکۀ تلويزيونى در مرکز و ولايات کشور ثبت گرديده که از آن جمله تا کنون، شش شبکه در کابل و پنج شبکه در ولايات فعاليت دارند.
شمارى ازکارشناسان، ايجاد شبکه هاى تلويزيونى در کشور را جهت بلند بردن سطح آگاهى مردم مؤثر مى خوانند اما تاکيد دارند که شبکه هاى تلويزيونى بايد نو آورى داشته باشند و بيشتر برنامه هاى آموزشى و معلوماتى را ارايه نمايند.
عبدالحميد مبارز عضو اتحاديه ملى ژورنالستان افغانستان ، به آژانس خبرى پژواک گفت : فکر مى کنم که تلويزيون ها ى موجود به سوى سياسى شدن مى روند و متاسفانه به موضوعات فرهنگى ، اجتماعى و صحى کمتر توجه مى کنند.
وى اظهار اميدوارى نمود که تلويزيون نورين بيشتر به مسايل فرهنگى توجه داشته باشد.
مبارز افزود که در کشورى چون افغانستان که هفتادوپنج فيصد مردم آن از نعمت سواد بى بهره باشند ، ايجاد تلويزيون ها در جهت بلندبردن سطح آگاهى مردم يک ضرورت است.
اما استاد صديق پسرلى کارشناس امور فرهنگى گفت : هر روز مى شنوم که يک تلويزيون نو ايجاد ميشه اما برنامه هاى تمام آنها يکسان است و مردم از برنامه هاى اين تلويزيون ها خسته شده است.
به نظر وى ، اگر تلويزيون نورين نوآورى نداشته باشد، موفق نخواهد بود.
اما غوث زلمى گفت که تلويزيون نورين با درنظرداشت ضرورت مردم ٥٢ برنامه مختلف را تهيه نموده و نوآورى هاى را در نظر دارد.   منع افغان پیپر

بامیکا هم ورود این شبکه را به جمع رسانه های تصویری افغانستان خوش آمد می گوید و امید واریم این شبکه به رسالت واقعی رسانه ای خود به دور از هر گونه سیاست زدگی و پرهیزه از کلیشه پردازی خصوصا در اعتلای فرهنگی کشور که از هرچیز دیگر امروز بیشتر مورد نیاز جامعه ما است عمل کند.

نمايشگاه 'گنجينه بازيافته افغانستان' در پاريس

در موزه معروف "گيمه" پاريس که اختصاص به نمايش آثار تاريخی کشور های آسيای ميانه و خاور دور دارد، از هفتم دسامبر 2006 نمايشگاهی برپاست که آن را 'گنجينه بازيافته افغانستان' نامگذاری کرده اند.
 

نمايشگاه که تا آخر آوريل 2007 برای چهار ماه داير خواهد بود، 220 قطعه اثری تاريخی مربوط به دو هزار و هفتصد سال پيش از ميلاد تا قرن دوم ميلادی را در بر می گيرد که همراه با نمايش انيميشن های سه بعدی از مناطق تاريخی افغانستان، بيننده را به قرن های پيش بر می گرداند. گلدان ها و شيروان ها و شمعدان های برنزی، پلاک های چوبی تزئينی با نقش برجسته زنان که به کارهای روزمره مثل آشپزی يا بچه داری مشغولند، مجسمه های چوبی زنان که از کنده درخت تراشيده شده و ريشه های درخت هنوز باقی است، مجسمه های سنگی و عاج و باقيمانده مجسمه های اندام برهنه زنان و مردان که احتمالا به عمد شکسته شده اند، نمايشگاهی را ساخته است که با همه ظرافت و زيبائی، آنچه را که در سه دهه اخير بر افغانستان گذشته است بيشتر به ذهن بيننده مي آورد تا گذشته ای که اين آثار به آن تعلق دارد.قای مسعودی افزود: "در 1367 که نيروهای شوروی افغانستان را ترک کرد، کارشناسان باستان شناسی و مقامات دولتی تصميم گرفتند که اين آثار به مکان امن تری منتقل شوند. مطمئن ترين محل بانک مرکزی و ارگ رياست جمهوری بود.هرچند که شايعات بسياری از قبيل انتقال همه اين آثار به شوروی سابق و يا دست اندازی احمدشاه مسعود به آنها در ميان مردم و مطبوعات رواج داشت. تا سال 1382 که رييس جمهور حامد کرزی از بانک مرکزی بازديد کرد و اعلام داشت که "گنجينه باختر" تماماً موجود است.به گفته آقای مسعودی تاکنون از 22 هزار قطعه آثار باستانی افغانستان صورت برداری کامپيوتری انجام گرفته و هر قطعه صاحب شناسنامه شده است .عبدالکريم خرم وزير اطلاعات و فرهنگ افغانستان،با اشاره به آسيب ديدگی آثار باستانی دوران طالبان گفت: "در زمان طالبان بسياری از آثار تاريخی افعانستان صدمه ديد خصوصاً آنهايی که چهره های انسان يا حيوان را تجسم می کرد. بعضی از تابلوهای نقاشی هم صدمه ديدند که مقداری از آنها در نگارستان ملی افغانستان به همان صورت پاره شده نگهداری می شود."

منبع بی بی سی

حسین علیزاده، موسیقیدان ایرانی نامزد جایزه ' گرمی' شد

حسین علیزاده، موسیقیدان سرشناس ایرانی به خاطر آلبوم به تماشای آب های سپید نامزد دریافت جایزه گرمی شده است. جوايز گرمی معتبرترين جايزه صنعت ضبط و پخش موسيقی در آمريکا محسوب می شوند.
                               

چهل و نهمین دوره جوایز گرمی که به اسکار موسیقی شهرت دارد، روز یکشنبه 11 فوریه 2007 در مرکز استپلس (Staples ) لوس آنچلس برگزار می شود و استفن کولبرت، هنرپیشه و کمدین آمریکایی مجری این مراسم خواهد بود.ذاکر حسین، نوازنده معروف تبله و آشیش خان نوازنده ساز سارود از هند و یک آلبوم موسیقی از آسیای میانه از رقبای علیزاده و گاسپاریان در این بخش هستند.

حسین علیزاده، آهنگساز، پژوهشگر و نوازنده تار و سه ‌تار و سازنده موسیقی فیلم هایی چون دلشدگان، گبه و زمانی برای مستی اسب ها است. ژیوان گاسپاریان، نوازنده دودوک هم در ساخت موسيقی فيلم هایی چون گلادياتور و آخرين وسوسه‌ مسيح مشاركت داشته است.

فیلم مستند اشک کرزی را در آورد

 

عجبا !؟امشب سایت بی بی سی گزارش منتشر کرد در مورد شروع برنامه «عدالت انتقالی » برنامه ای که در مورد نقض حقوق بشر و برسی آن شروع خواهد شد سه نکته جالب و جای تامل دارد:

اول :اینکه کرزی برای حقوق بشر اشک ریخت البته اگر از نوع تمساحی اش نباشد . شاید دلیلش این باشد که ریس جمهور از این امر اطلاع نداشته و از آن یکه خورده که انهم دو دلیل دارد یکی کرزی صاحب بیشتر اوقات در سفر خارجی تشریف دارند دلیل انهم معلومه چون مشکلات افغانستان بیشتر در خارج حل وفصل میشود تادر داخل پس در این مورد ان قلت نیاورید دوم ریس جمهور بعد از سالها به کشور بازگشته و در یک دنیای متمدن زندگی میکرده و درعالم تجارت و بیزینس بوده از این قضایا قبلا هم روحش خبر نداشته .

دوم: اینکه خوب حالا ریس جمهور از نقض حقوق بشر با خبر شد حالا چطور و با چه کسانی میخواهد جلو آن را بگیرد !؟ اگر یک نگاهی به تیم کاری کرزی صاحب بکنید مو های بدن انسان از ترس سیخ خواهد شد نامهایی چون (هیس شرمنده  خودتان میدانید) ...ولابد اگر اینها درست کارشان را انجام ندادند پارلمان بر آن نظارت خواهد کرد کسانی مثل ملا راکتی عزیز و...!!!!!

سوم: اما نکته آخر عزیزان و مهمترین نکته وآن اهمیت و جایگاه سینما خصوصا فیلم مستند که هرکسی این فیلم را ساخته است برایش خسته نباشید میگیم وامیدواریم هنرمندان عزیز هر روز بر رسالتی که بر دوش آنهاست بیشتر واقف شوند  وکارهای خودشان را بیشتر جدی بگیرند.

قسنتهایی از گزارش بی بی سی

آغاز رسمی برنامه عدالت انتقالی امسال همزمان بود با تجليل از سالروز تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر. اين برنامه در کابل با پخش فيلم مستندی در مورد جنايات گذشته در افغانستان آغاز شد که در آن قربانيان تاکيد داشتند عامل اين جنايات را هرگز نخواهند بخشيد.

حامد کرزی، رييس جمهور افغانستان با استفاده از فرصتی که برايش دست داده بود، ديدگاه های سياسی خود را در مورد گذشته و همچنين وضعيت کنونی کشورش بيان کرد.

آقای کرزی که از تماشای فيلم مستند در مورد نقض حقوق بشر به شدت متاثر شده بود، به سختی می توانست حرف بزند و چندين بار به شکل واضح اشک ريخت. 

 بی بی سی

فیلم مستند چیست ؟

قسمت دوم

                 مستند –فردیت و زاویه دید:

 معمولا هنرمندان در جامعه   اولین کسانی هستند که لایه ها زیرین و حواشی  جامعه را می بینند که ممکن هست از دید دیگران بسیار طبیعی باشد یا اصلا آن رانبینند.امیل زولا مستند ساز برجسته میگوید « اثر هنری گوشه ای از واقیعیت است که ازطریق سرشت انسان خاص دیده میشود» این تعریف بسیار تعریف زیبا تر و جامعتر از یک  اثر مستند است . هر فیلم مستند در واقع گوشه از واقعیت است که از چشم ومنظر ودیدگاه آن انسان ودر یک کلمه از ویزور دوربین او دیده شده است .پس همانطور که هر کس حیقت را نسبت به یک موضوع تعریف میکند به همان نسبت تصاویری که از یک اتفاق توسط افراد مختلف ارایه میشود متفاوت است با توجه به تفاوتهای سبکی و تواناییها ی آنها.

مستند روایت سازمان یافته :

یک اثر مستند همچون نمونه های داستانی به یک داستان خوب شخصیت جذاب کشش داستانی و مهمتر از همه زوایه دید منسجم و مستحکم نیاز دارد وجود این عناصر برای هر روایتی ضروری است که ان را میتوان در اسطوره ها افسانه ها قصه های عا میانه یعنی اولین اشکال روایت نیز برسی کرد .تی اس الیوت چنین میگوید « تمامی وظیفه هنر این است که با انتساب نظمی به زندگی مفهومی از نظم زندگی را به ما عرضه کند » پس اثر مستند با نمایش روابط علت و معلولی مفهومی از سازمان لایه های زیرین زندگی را به ما ارایه کند.

دامنه اشکال مستند :

نمایش روابط علت و معلولی یا تحمیل نظم را میتوان به اشکال مختلف  انجام داد . مستند ممکن است برنامه ریزی شده و آگاهانه یا خود انگیخته و پیش بینی ناپذیر باشد ، شاعرانه و تاثیر گذار باشد یا خشک و بی روح باشد گفتار متن داشته باشد یا اصلا فاقد کلام باشد باز جویی کند تغییرات را شتاب بخشد یا حتی شخصیتها را غافلگیر کند . مستند ممکن است با استفاده از کلمات تصاویر موسیقی یا کنش و واکنش نظمی را تحمیل کند .ممکن است از ادبیات ،تاتر مسیقی و نقاشی وآواز و ، مقاله و رقص استفاده کند .

برگرفته از کتاب کارگردانی مستند-مایکل رابیگر

جايزه بهترين كارگرداني جشنواره قاهره براي «خسرو معصومي»

 

جايزه بهترين كارگردان سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم قاهره را خسرو معصومي كارگردان فيلم سينمايي جايي در دور دست از عمر شريف بازيگر برجسته مصري دريافت كرد. به گزارش«پايگاه خبري فيلم كوتاه» به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، هيات داوران جشنواره قاهره به رياست لوييس پوئنزو كارگردان مشهور سينماي آمريكايي لاتين اين جايزه را به دليل داستانگويي استادانه و بازگويي داستاني جهاني از طريق تصاوير زيبا و تاثيرگذار به معصومي اهدا كرد.

 

فیلم مستند چیست ؟

 

 قسمت اول

                            

 

اگر از دومستند ساز بپرسی که فیلم مستند چیست احتمالا جواب واحدی نخواهید شنید و بحث مفصلی راه خواهد افتاد اما یک نظر کلی وجود دارد که می گوید که ((مستند کاوشی است در روح آدمها و شرایط واقعی ))

مستند وزمان :

مستند شامل هر سه حالت زمانی است یعنی نه تنها مستند به زمان حال و گذشته می پردازد بلکه ممکن است به  آینده نیز بپردازد مثل فیلم بازی جنگ (19659 ) اثر پیتر واتیکنز از ماجرای بمباران شهرهای هیروشیما در طرح حمله فرضی به لندن استفاده کرده بود.

مستند پرداخت  خلاق واقعیت :

 بنیانگذار مستند –پدر جان گریسون مستند را ((پرداخت خلاق وا قعیت )) توصیف کرده است اما این تعریف یک مشکل دارد وان این است که این تعریف همه ی اشکال سینما را دربر می گیرد فیلمهای داستانی و غیر داستانی فیلمهای گزارشی صنعتی و...در حالی که چنین فیلمهایی رانمیتوان مستند نامید.

مستند نقد اجتماعی : مستند به ابعادی فراتر از کشف واقعیت می پردازد وو توام بانقد اجتماعی است فیلمی که مثلا کارگران چطور کفش تولید میکنند فقط یک فیلم صنعتی است اما اگر فیلمی که به تاثیر  دقت کارگران در تولید چنین محصولی بپردازد تماشاگر را به نوعی استنتاج ترغیب میکند فیلم مستند است .پرداختن به کیفیت زندگی انسانها و قضاوت درمورد  انها از نمایش صرف وا قعیت مارا به به سوی ابعاد معنوی و اخلاقی سوق میدهد و خود آکاهی آدمی را افزایش میدهد ودریک کلمه مارا به لایه های بالاتر از واقعیت صرف هدایت میکند.

ادامه دارد 

   برگرفته از کتاب کارگردانی مستند-مایکل رابیگر

 

خورشيد من كجايي ، سرد است خانه ی من ...

  

 
يادي از ساربان

شايد در افغانستان كمتر جواني را بتوان يافت كه آهنگ « خورشيد من كجايي ، سرد است خانه ي من » را گاهي در خلوت خويشتن خويش زمزمه نكرده باشد . شعر اين آهنگ از شاعر آزاديخواه ايران " ابوالقاسم لاهوتي" است . در اين ارتباط شايد اين نظر چندان از حقيقت به دور نباشد كه اين شعر در سرزمين و زادگاه شاعر ، آن شهرت و محبوبيت را ندارد كه در افغانستان .
با آن كه "خورشيد من كجايي" به ذات خود شعر زيباييست و لاهوتي با پرداخت سمبوليك ، با استفاده از خورشيد ، خانه ء سرد، يار و چيزهاي ديگر ، آن آرزوي برترش را فرياد زده است ، ولي اين امر تنها دليل شهرت اين شعر در افغانستان نيست .


اين شعر زماني در شهر ها و دهكده هاي افغانستان را ه باز كرد كه آن را آوازخوان نامبردار كشور " ساربان" با زيبايي اجرا كرد. گويي صداي جاودانه ء ساربان به اين شعر جاودانه گي بخشيده است . البته لاهوتي در افغانستان و بيشتر در ميان جنبش روشنفكري چپ به سبب سرود هاي آزادي خواهانه اش شهرت گسترده يي داشت . شاعران و روشنفكران افغانستان نه تنها سروده هاي او را با علاقمندي ميخواندند، بلكه به شخصيت شاعر نيز احترام داشتند.
سراينده و آوازخوان شعر ، سالهاست كه به جاودانه گان پيوسته اند، اما پيوستني در زير آسمان تنگ غربت ، دور از يار و ديار، و اين مصيبت كمي نيست !
از خاموشي ساربان يازده سال مي گذرد . آن زمزمه گر بزرگ كه روزگار درازي خورشيدش را جستجو ميكرد ، سر انجام خورشيد روشن آواهاي شيرينش ، روز سيزدهم حمل يا فروردين ما 1373 خورشيدي در شهر پشاور ، پاكستان ، در آن سوي تپه هاي خاموشي غروب كرد. روانش شاد باد . مردي بود از تبار عياران و آزاده از رنگ تعلق آنچناني روزگار.


ساربان به سال 1309 خورشيدي در كوچه ء علي رضاخان كابل چشم به جهان گشوده بود. او با خانواده ء شخصيت مبارز و مشروطه خواه كشور داكتر عبدالرحمن محمودي نسبت سببي داشت. ميگويند او از كودكي آواز ميخواند و زمزمه هاي كودكانه اش پيوسته شادي بخش فضاي خانواده بوده است .
روزها سپري مي شوند و زمزمه هاي ساربان ديگر تنها در فضاي خانواده محدود نمي ماند، حالا خانواده هاي همسايه نيز ميدانند كه در همسايه گي آنان جواني ميزيد كه هر از گاهي طنين صدايش فضاي كوچه را لبريز از شور و نشاط زندگي ميكند. بازيگر و كارگردان تياتر ، وزير محمد نگهت ،‌كه نيز در آن كوچه زندگي ميكرد ،‌به سال 1952 ميلادي ، دست ساربان را گرفت و او را برد به « پوهني ننداري » يا تياتر معارف .


ساربان آن جا زير نظر فرخ افندي ، يك تن از پيشكسوتان و پايه گذاران تياتر نوين افغانستان ، كارهاي هنري خود را آغاز كرد. محمد شريف محمودي يك تن از خويشاوندان ساربان ، اظهار نظر مي كند كه در آن دوران ساربان فعاليتاي هنري خود را با نام اصلي اش «عبدالرحيم محمودي » آغاز كرد . او هنر آواز خواني و بازيگري در تياتر را همزمان به پيش ميبرد . مدت زمان درازي از چنين تلاشهاي ساربان نگذشته بود كه در ميان شهروندان كابل شهرتي به هم زد . اين امر سبب شد كه از او تقاضا شود تا در راديو كابل نيز به آواز خواني بپردازد و اين براي ساربان جوان پيروزي بزرگي بود.
محمد شريف محمودي ميگويد : روزي در تياتر معارف ، ساربان در ميان دو نمايشنامه شعري خواند از ملك الشعرا بهار
:

من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد                 
قفسم برده به باغي و دلم شاد كنيد
جور و بيداد كند عمر جوانان كوتاه              
اي بزرگان وطن بهر خدا داد كنيد


اجراي اين شعر ، ولوله يي در تياتر به وجود آورده بود . تماشاگران با هيجان كف ميزدند و بر ساربان سپاس ميگفتند. اما كجاست كه خبرچين نيست ، خبر چيناني كه در تياتر بودند با اضافه چند دروغ و راست ديگر ،‌رفتند و دروازه هاي مقامات را دق الباب كردند كه رحيم محمودي چنين گفت و چنان كرد. غير از استقبال مردم ديگر چي نتيجه يي را ساربان ميتوانست چشم انتظار بوده باشد. روزي دستش را گرفتند و از تياتر و راديو بيرونش كردند. آري ، وزارت مطبوعات آن روزگار دستور به قطع تمام فعاليتهاي هنري او داده بود.


پدر ساربان ، پير محمد ، شغل برنج فروشي داشت . او نيز رفت به دنبال شغل پدر و سالياني چند برنج فروشي كرد تا آن كه قرعه ء سربازي به نامش برآمد و رفت به خدمت زير بيرق . اضافه از پنج سال ميشد كه ميان ساربان و هنر او فاصله يي پديد آمده بود. ساربان در هواي ديدار يار ميسوخت ولي راههاي ديدار را به روي او بسته بودند.


باز هم از پيشگامان تياتر، اين بار رشيد جليا ، چهره ء ماندگار ، دست مروت به سوي ساربان دراز ميكند و ساربان بار ديگر خود را روي « سن » تياتر معارف مي يابد و پشت "مايك" راديو. در اين دوره رحيم محمودي براي خود نام هنري ساربان را انتخاب كرد و اين نام آرام آرام در افق هنر آواز خواني در افغانستان به ستاره يي بدل شد روشنتر ار همه همگنان . و اما با ابرهاي سياه حسادت چي ميتوان كرد، چنين ابرهايي هرازگاهي مانع از آن ميشد كه اين ستاره بتواند بهتر و بيشتر بدرخشد.

 برگنامه فانوس

 

  

 

 

فیلم مستند کیمیاگران خاک روایتی از آشیانه سازان بی آشیانه

فیلم مستند کیمیاگران خاک

نویسنده و کارگردان :علی اکبری

تصویر بردار:محمد مروج زاده

اموررایانه :محمد نبی مصباح

تد وین:علی اکبری

لوکیشن :قم

مهاجران افغانستانی سالها است که مهمان جمهوری اسلامی ایران است اما اکثر انها افرادی نیستند که سربار جامعه میزبان باشند بلکه این مهمانان ناخوانده با کمترین دستمز وبدون بیمه و ...درابادانی خرابه های بعد از جنگ نقش مهمی ایفا کردند. گرچه سالهاست مسؤلان نظام ایران از اشغال هزاران فرصت شغلی به دست کارگران افغانی میگویند اما کدام جوان ایرانی حاضر است برای به دست آوردن لقمه نانی حلال از صبح تا شب درمیان خاک و گل دست وپنجه نرم کنند . مسکن همواره از دغدغه های زوج های جوان ایرانی و میلیونها روستایی است که به شهرها هجوم آورده اند بوده است اما اگر کارگران زحمتکش وکم توقع مهاجر افغانی نبود میبایست مسکن برای بسیاری از آنها فقط یک رویا بود .

کیمیا گران خاک تصویری از این آشیان سازان بی آشیانه است .تصویری از یک دست ضبر وزخیم که خاکهای خشک و بی ارزش بیابانها را تبدیل به خشتهای طلایی رنگ میکند .تصویری از فرصتهای شغلی که فقط مسؤلان وزارت کار ومسؤل اتباع خارجی جمهوری اسلامی ایران غبطه آن را میخورند.

  

 

 

شبکه تلویزیونی کاروان شروع به کار کرد

چند روزی است که قبل از شبکه تلیویزیونی اریانا افغانستان که از امریکا برنامه پخش میکند شبکه تلویزیونی جدیدی با نام کاروان شروع به پخش برنامه کرده است که مرکزیت ان در المان قرار دارد از چهره های شناخته شده ظاهر هویدا در این شبکه زیاد حضور دارد .ازمدیریت این شبکه و اهداف ان معلومات دقیقی در دست نیست اما فعلا با تم سیاسی شروع کرده .

به لحاظ فنی شبکه اشکالات زیادی دارد از جمله صدا برداری به نظر نمیرسد استودویی باشد  و امبیانسی است کیفیت تصویر پایین است که معلوم نیست از سیستم مدل پایین تصویر برداری استفاده میشود یا مشکل پخش دارد .اما بهر صورت ان را به فال نیک میگیریم و تولدش را درمیان شبکه های افغانستانی  تبریک عرض می کنیم.

هنر دوبلاژ جوان اما پر طرفدار

هنگامی که درسال 1383سفری به افغانستان داشتم موفق شدم مدتی از تلویزیون ملی فیض ببرم البته آن موقع هنوز تلویزیونهای خصوصی متولد نشده بودند.

اوضاع آن روز تلویزیون ملی بهترازسایرادارت وطن نبود .از هم همگسیختگی و تداخل کاری وسلیقه ای شامل حال تلویزیون ملی هم بود شبکه ملی برای اینکه به جامعه جهانی بفهماند حکومت و طرز فکربنیادگرایی از افغانستان رخت بر بسته و دمکراسی وبه تبع آن ازادی بیان وهنر و موسیقی و... به افغانستان برگشته لذا شروع به پخش اهنگهای افغانی وخارجی کرده بود ولی  برای اینکه مجاهد نماها و سنت گرایان را راضی کند که البته  هنوز هم دردولت جدید بسیار قدرتمند بودند  در لابلای برنامه های سطحی خود  قران و سخنرانی و اذان  پخش میکرد. بیچاره بیننده نمیدانست به ساز کی برقصد!

در کشور قطع الرجال زده ما رسم بر این است که افراد ذی نفوذ وپارتی دار در چند پست فعالیت می کنند وبه ملت خدمت مینمایند! اما جالب است که دوبلاژt.v   ملی هم ازاین قاعده سنتی مستثنی نبود یعنی یک دوبلور عزیز به تنهایی یک سریال را دوبله می فرمودند و به جای زن مرد بچه و...صحبت میکرد  جالب است همان موقع شبکه ملی 2000 پرسنل داشت .یعنی یک چهارم شبکه پر بیننده طلوع .  اشتباه نشود شاید به  خاطر ضعف مدیریت نبوده بلکه احتملا میخواستند دوبله افغانستان را دررکوردهای گینس ثبت کنند.

اما با تولد شبکه تلویزیون خصوصی با این شبکه ها  هنر واقعی وبسیار جوان  دوبلاژپدیدار شد . زمان زیادی از پخش سریالهای دوبله شده تلویزونهای طلوع و اریانا نمی گذرد وبا اینکه در دوبله این سریال ها ضعفهای زیادی دیده می شود اما بسیار پر طرفداراست  ومخطبان زیاد دارد که البته به تناسب ان در آمد مناسبی را نصیب این شبکه ها کرده است و پیشبینی می شود که روی هنر دوبله در آینده نه چندان دور سر مایه گذاری خوبی از طرف اکثر شبکه ها صورت بگیرد                                                               

اما به نظر می رسد اگر نکات چندی را مدیریت دوبلاژ این شبکه ها لحاظ کنند قطعا بر کیفیت کار افزوده خواهد شد.

 1-دیالوگهایی که دوبلورها به جای شخصیت فیلم بیان میکنند فاقد حس است.

وظیفه دوبلور انتقال حس صحنه با استفاده از صدا است البته بدون اغراق واضافه گویی لذا دوبلور باید خود را به جای شخصیت فیلم وبا توجه به مو قعیت او در صحنه قرار دهد وکلمات رابا همان حس و نوع فرود و فرازها ی صوتی شخصیت اصلی بیان کند.

2-دیالوگها بسیار ادبی و رسمی بیان می شود.

یکی از نکات دیگر دوبله که درارتقای ان وانتقال حس همذات پنداری کمک می کند استفاده از کلما ت معمولی ورایج در جامعه است بعضی از کلمات در هنگام ترجمه نباید به معنای لغوی ان برگردانده شود بلکه بیشتر باید به مفهوم ان در فیلم توجه شود که این قسمت برمیگردد به مسول ترجه تیم دوبله .ودر ضمن مترجم و دوبلورهای باید کمی از خلاقیتهای شخصی خود هم استفاده کنند وبرای ارتقای کار دست در ترجمه ببرند مهم این است که مفهوم جمله تغییر نکد نه معنی لغوی ان مثلا یک لات و اوباش یا یک معلم درجامعه ما چگونه گویش دارد.

3- تشابه صوتی یا نزدیکی تن های صدا به هم .

اگر سریالهای مذکور رادیده باشید کمی توجه کنید خواهید دید تن های صدایی دوبلور ها بسیار نزدیک به هم است یعنی اگر شما تلویزیون را نگاه نکنید و فقط گوش بدهید خواهید دید که متوجه نمیشوید کدام شخصیت فیلم در حال صحبت است مثلا ممکن است صدای مادر فیلم با دختر فیلم را اشتباه بگیرید .در حالی که اصولا شما بدون دیدن فیلم وبدون توجه به جمله باید متوجه شوید که مثلا یک پیرمرد در حال صحبت است یا صدای یک زن را با یک پسرچه اشتباه نگیرید.خلا صه کلام صداهای مختلف با تن صدایی متفاوت.

در پایان برای هنر نوپای دوبله ودست اندر کاران ان ارزوی موفقییت میکنم.

  

برپایی هفته فلم های پولند در کابل

فیستیوال هفته فلم های پولند چهارم قوس در کابل بر پا شد.

در این فیستیوال که به پیشنهاد انستیتوت فلم های پولند در کابل راه اندازی شده بود شش فلم به نمایش در آمد. در روز افتتاح این فیستیوال فلم مای پلس از آقای دیوید کارگردان پولندی به نمایش در آمد که تعدادی از فرهنگیان و اهل سینما دراین مراسم حضور داشتند هم چنین این فیستیوال تا امروز در تالار فرهنگی آینه ادامه داشت.

میر ابوبکر عاطف معاون افغان فلم در امور تولید و تخنیک در مورد راه اندازی این فیستیوال در کابل چنین گفت:

                 

"نظر به روابط حسنه و گسترش فرهنگ دو کشور افغانستان و پولند و نظر به تقاضای انستیتوت فلم های پولند این فیستیوال در کابل بر گزار شد. این فیستیوال تقریبا باید دو یا سه ماه پیشتر در کابل تدویر می یافت که نظر به مشکلاتی که جانب پولند داشتند به تعویق افتاد که پس رد و بدل مکاتیبی در بیست و پنج نومبر مطابق چهارم قوس این فیستیوال در تالار مرکز فرهنگی آینه واقع لیسه استقلال افتتاح شد."

راه اندازی فیستیوال هایی از این دست در افغانستان بر علاوه این که شناخت بیشتری برای سینما گرهای ما از سینمای دیگر نقاط دنیا می دهد در بارآوری و تکنیکی شدن بیشتر سینمای ما می تواند کمک زیادی بکند و آن را به سمت شکوفایی هدایت کند.

آقای عاطف در مورد تاثیر نهادن کارهایی از این دست بر سینمای ما بر این باور است.

"ببینید تاثیرات فوق العاده ای دارد یکی اینکه تعدادی از فلم های آنها که در کشور ما به نمایش گذاشته می شود و چه از فلم های افغانی که در کشور های آنها نمایش داده می شود مردم می توانند با رسم و رسوم دیگر ممالک آشنا شوند غیر از آن هم راه اندازی همچو فیستیوال ها باعث ایجاد نشست هایی می گردد و چون سینما گر های ما از منظر مادیات فوق العاده ضعیف اند در این نشست ها کشور های دیگر تعهد یک سری کمک ها را به ما می دهند."

صبح بخیر افغانستان