فراز و فرود تئاتر در افغانستان  (bbc)

        

                  

هفته گذشته برای نخستین بار دختران دانش آموز در هرات در مقابل صدها بیننده مرد و زن به اجرای تئاتر پرداختند.

جشنواره تئاتر معارف که اخیرا در این شهر برگزار شد، نشان دهنده رویکرد نو نسل تازه افغانستان به هنرهای نمایشی است.این جشنواره که از سوی ریاست اطلاعات و فرهنگ و ریاست معارف هرات راه اندازی شده بود، توانست حرکت جدیدی در تئاتر نه چندان زنده افغانستان ایجاد کند. این حرکت جهشی نگاه جدی تر مسئولین فرهنگی افغانستان برای تقویت و رشد این هنر از چشم افتاده را به میدان می طلبد. با آنکه برخی گروه های تئاتر مدارس دخترانه نمایش آثارشان را به روزهای بعدی و برای تماشاگران زن موکول کردند، برخی از گروه های تئاتر مدارس دخترانه نیز اجرای تئاتر در حضور مردان و زنان و حتی در مقابل دوربین رسانه ها را پذیرفتند و این حرکت برای بار نخست تغییری را در فضای محدود اجتماعی حاکم بر هرات نشان می دهد و زمینه های اجتماعی برای به رسمیت پذیری این هنر به ویژه با اجرای دختران و زنان را آماده خواهد کرد.

سمفونی های بزرگان موسیقی

   

پیش بینی می شد بدلیل آنکه اکثر دانش آموزان نسبت به هنرهای نمایشی کمترین اطلاع را در دست داشتند این جشنواره نتواند بطور اصولی قابل قبول قرار گیرد ولی به عقیده یک تعداد از صاحب نظران که در این جشنواره در ترکیب هیات داوری قرار داشتند، بعضی از آثار بهتر از حد انتظار ارائه شدند؛ هر چند برخی از آثار از کیفیت نازلی برخوردار بودند و برخی از بازیگران بر روی صحنه نمایش با نقش خود چندان آشنا نبودند.آنچه برای هیات داوری و کارشناسان هنرهای نمایشی جالب بود، حضور پر قوت گروهای مدارس دخترانه نسبت به پسران در این جشنواره بود که کار آنان بیشترین جوایز را نصیب شان کرد.تئاتر مدرسه عالی دخترانه گوهر شاد، زبان نمایش را زبان ادبی کلاسیک و متمایل به شعر و نزدیک به نثر مسجع انتخاب کرده بود. استفاده از موسیقی های متناسب در پس زمینه اجرا، یکی دیگر از ویژگی های این جشنواره بودبیشتر این موسیقی ها، سمفونی های بزرگان موسیقی جهان مانند موتسارت، بتهوون و باخ بود که نشان می داد یک تعداد از تهیه کنندگان این آثار با تناسب سمفونی های بزرگ با روح هنرهای نمایشی آگاه اند. با این حال یک تعداد از نمایشات هیچ گونه صحنه آرایی نداشت و تعدادی از دانش آموزان نقش های خود را حتی حس نکرده بودند و اجرای شان بیشتر شبیه قرائت یک نامه بود تا اجرای زنده یک نمایش

جایگاه تئاتر در افغانستان

این تفاصیل بیشتر کارشناسان بر این باور اند که تئاتر در افغانستان و به ویژه در هرات هنوز هم در نقطه صفر قرار دارد و دولت در این زمینه فرهنگی کمتر توجهی نکرده است. نقیب آروین، نویسنده و روزنامه نگار افغان معتقد است که کمترین زمینه و فرصت برای رشد تئاتر وجود ندارد و جوانان حالا بیشتر دوست دارند در عرصه سینما بخت خود را بیازمایند که هم سهل تر است و هم نام دارتر. در حالی که تئاتر همیشه طلایه دار سینما است آقای آروین اعتقاد دارد که روان جمعی جامعه افغانی نیز کمتر تئاتر را پذیرفته است. آروین می گوید مردم تئاتر را بیشتر در حوزه طنز و مضحکه نمایش های تلویزیونی می شناسند. او عدم راهیابی زنان به صحنه را در طول تاریخ تئاتر در افغانستان یکی از همین چالش ها می داند و می گوید در طول فعالیت تئاتر در افغانستان این مردان بوده اند که بار عدم حضور یا حضور بسیار اندک زنان بر روی صحنه را بدوش کشیده اند و حتی به جای زنان با اجرای گریم و تغییر صدا، به جای زنان کار کرده اند. هنر تئاتر در افغانستان اگر چه نه به نام تئاتر ولی با یک رویکرد محلی تر و بومی تر از گذشته دور وجود داشته و هنر مندان دوره گرد هنوز هم در گوشه و کنار کشور با اجرای نمایشات محلی میراث دار همان تاریخ کهن نمایش در افغانستان اند و تلفیق این هنر محلی با رویکردهای مدرن هنرهای دراماتیک می تواند ایجادگر یک حوزه هنر نمایش نسبتا بومی تر در افغانستان باشد.

كامران شيردل در دومين جشنواره فيلم كابل حضور خواهد داشت

كامران شيردل برای نمايش فيلم‌هايش و حضور در دو نشست تخصصی به دومين جشنواره بين‌المللی فيلم‌های كوتاه و مستند كابل دعوت شد.
 شيردل كه برای نخستين‌بار به افغانستان سفر خواهد كرد، در دومين روز جشنواره در يك نشست خبری با حضور نمايندگان رسانه‌های جمعی حضور خواهد داشت.
همچنين وی در آخرين روز از برگزاری جشنواره كابل در يك كنفرانس با حضور نماينده تلويزيون آرته فرانسه، رئيس جشنواره فيلم پاكستان، رئيس انجمن سينمایی تاجيكستان و دو فيلمساز افغانی، شركت خواهد كرد تا در مورد همكاری‌های آينده خود با اين جشنواره صحبت كند.
دومين جشنواره بين‌المللی فيلم‌های مستند و كوتاه كابل از 1۶ تا21 ماه ژوئن سال 2007 میلادی در شهر كابل برگزار می‌شود.

''دشمنان خوشبختی''، روایت ''ملالی جویا''

 

''یک زن چقدر باید جسور باشد تا برای راه یافتن به پارلمان افغانستان اینطور مبارزه کند!''
این‌ها کلماتی هستند که پس از دیدن فیلم مستند ''دشمنان خوشبختی'' ساخته مشترک ''اوا مولواد'' (Eva Mulvad) و ''آنیا ال – ارهایم'' (Anja El-Erhayem) کارگردانان دانمارکی فیلم، در ذهن شکل می‌گیرند.

فیلم ''دشمنان خوشبختی'' تلاش‌های ''ملالی جویا''، زن جوان بیست و هشت ساله اهل ولایت فراه را به نمایش می‌گذارد که خودش را برای نمایندگی مجلس ملی افغانستان یا ''ولسی جرگه'' آماده می‌کند

         

فصل آغازین فیلم مشاهده می‌‌کنیم که چگونه در سال ۲۰۰۳، زمانی‌که سیاستمداران افغانستان در جلسه‌ای با هم دیدار کردند تا اصول دموکراسی را در مجلس جدید افغانستان پایه‌ریزی کنند، ''ملالی جویا'' با یک سخنرانی دو دقیقه‌ای باعث جار و جنجال در مجلس سنتی افغانستان شد. در این جلسه، ملالی جویا جنگسالارانی را به مجادله طلبید که به عقیده او سعی داشتند تا از طریق سیستم جدید در مجلس ملی به حکمرانی خود ادامه دهند. '' خیلی از شما در این سالن دستهاتون به خون آلوده است و شما باید در دادگاه جهانی محاکمه شوید''. تعبیر و تفسیرهای ملالی جویا، خشم و غضب برخی از حاضران در جلسه را برانگیخت و سبب شد که این افراد خواستار خروج فوری او از مجلس شوند.

مخالفان ملالی جویا معتقد بودند که او بیشتر باعث بوجود آمدن جدایی و اختلاف در مملکتی می‌شود که در حال حاضر مملو از کشمکش و ناسازگاری است. ولی ملالی جویا پس از این‌که بارها از سوی مخالفانش تهدید به مرگ شد و چندین بار مورد سوء قصد قرار گرفت، هنوز هم فریادهای اعتراض‌آمیزش را قطع نکرده است.

   

کارگردانان فیلم با روش فیلمبرداری سینما – چشم و بدون استفاده از گفتار متن یا مصاحبه با مردم، ملالی جویا را در هفته‌های آخر مبارزات انتخاباتی‌اش دنبال می‌کنند.

فضای فیلم مملو از ارعاب، هیجان و امید است. مخالفان ملالی جویا جزوه‌هایی را که پر از نوشته‌های توهین‌آمیز بر علیه اوست، بین مردم پخش می‌کنند، ولی وقتی که ملالی جویا با محافظانی که از طرف نیروهای سازمان ملل برای حفظ جانش مامور شده اند از مناطق روستایی دیدن می‌کند، مردم با فریادهای شادی از او استقبال می‌کنند. ملالی جویا، مصمم پیامش را به گوش مردم می‌رساند: ''دور باشند دشمنان صلح، زنان و دموکراسی.

او هم زمان با بازگو کردن عقاید سیاسی‌اش برای مردم، سعی می‌کند به مشکلات آنها هم رسیدگی کند. از یک طرف برای طلاق گرفتن زنی که مورد تجاوز قرار گرفته میانجیگری می‌کند و از طرف دیگر وکیل مدافع دختر نوجوان ۱۳ ساله‌ای می‌شود که از ازدواج با یک سوداگر پیر تریاک امتناع می‌کند.

برخوردهای ملالی جویا با مردم، دیدگاه‌های زیرکانه و موثری را در رابطه با شرایط زندگی مردم، به ویژه زنان در افغانستان ارائه می‌دهد. جنگ دائمی در چند دهه اخیر، خشونت و جرایم، بزرگترین مشکلات این سرزمین هستند و سنت‌های مردسالارانه و طایفه‌ای همچنان در این جامعه زن‌ستیز برجسته و حاضرند. همان طور که در فیلم مشاهده می‌شود، خوشبختی افغانستان دشمنان متعددی دارد ولی امید به فردایی بهتر نیز در حال ریشه دواندن در این جامعه رو به رشد است.

به بهانه کامل‌تر کردن این متن، گفتگویی با آنیا ال – ارهایم، کارگردان عراقی الاصل فیلم، ترتیب داده شد و او درباره روند فیلمسازی و مشکلاتی که در طی ساخت فیلم با آن برخورد کرده بودند، اینطور توضیح داد:

«ساختن فیلم مستندی درباره نخستین انتخابات آزاد پارلمان افغانستان پس از ۳۵ سال، در ابتدا ایده من بود و من آن را با ''اوا مولواد'' در میان گذاشتم. ما تصمیم گرفتیم مبارزه انتخاباتی یک یا دو زن افغان را تا مرحله نهایی انتخابات دنبال کنیم. پس از جلب حمایت یک سازمان غیر انتفاعی در دانمارک که برای تبلیغ و ترویج حقوق بشر در کشورهای در حال پیشرفت فعالیت می‌کند، برای تحقیقات و پیدا کردن شخصیت اصلی فیلم راهی کابل شدیم. برای سفر به کابل مجبور شدیم با یک هواپیمای جنگی متعلق به نیروهای ایساف پرواز کنیم و در تمام طول فیلمبرداری هم از کمک و امکانات نیروهای امریکایی و آیساف برخوردار بودیم. در کابل درباره یک کاندیدای زن جوان و جسوری شنیدیم که خودش را برای مبارزه انتخاباتی آماده می‌کرد. ملالی جویا، کاندیدایی که از ولایت فراه در غرب افغانستان، یکی از فقیرترین و محروم‌ترین استان‌های افغانستان، خودش را معرفی می‌کرد.

با دیدن ملالی مطمئن شدیم که شخصیت اصلی فیلم را پیدا کردیم. او به خاطر سوء قصدهایی که به جانش شده بود، تحت حفاظت شدید گارد مسلح قرار داشت و مجبور بود دائما محل زندگی‌اش را عوض کند. هیچ وقت مشخص نبود که چه موقع و کجا می‌شود با او دیدار کرد. در مدت چهارده روز اقامت ما در کابل، تنها یک‌بار موفق شدیم او را ببینیم و خوشبختانه در همان یک جلسه تمام قرارها را برای فیلمبرداری گذاشتیم.

یکی از شرایط فیلمبرداری این بود که گروه فیلمبرداری می‌بایستی همگی زن باشند چون هیچ مردی اجازه ورود به خانه ملالی را نداشت. متاسفانه من نتوانستم برای فیلمبرداری سر صحنه حاضر باشم و ''اوا'' به تنهایی کارگردانی این مرحله از فیلم را به عهده گرفت. ولی بعد از فیلمبرداری، مونتاژ فیلم را که حدود ۳ ماه طول کشید با هم انجام دادیم. فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و با استقبال خیلی خوبی روبرو شد. ولی هنوز موفق نشدیم که فیلم را در افغانستان نشان بدهیم.»

  

آنیا ال – ارهایم که خود عراقی الاصل است، در سال ۱۹۶۸ میلادی به همراه پدرش اوساما ال – ارهایم به دانمارک مهاجرت کرده و در سال ۲۰۰۲ پیش از حمله امریکا به عراق، فیلم مستند تلویزیونی درباره خانواده‌اش در عراق که هنوز تحت دیکتاتوری صدام حسین زندگی می‌کردند، ساخته است. او که خود به نوعی جامعه‌ای مشابه با جامعه افغانستان را تجربه کرده، معتقد است:

«در کشوری که فقر و بی‌سوادی بیداد می‌کند و سالیان دراز درگیر جنگ‌های خانمانسوز بوده است، تنها نمی‌توان به زور ارتش و یا سیاستمداران غربی، دموکراسی را در آن پیاده کرد. اگرچه افغانستان یک جامعه سنتی و آسیب دیده است ولی جامعه‌ای جوان است و اشتیاق زیادی نیز به تغییر و تحول در آن وجود دارد».

آنیا از زبان اوا مولواد کارگردان دیگر فیلم نیز می‌گوید:

«داستان‌هایی که در غرب درباره افغانستان به گوش ما می‌رسانند، همیشه درباره حملات انتحاری، ضرب و شتم و تروریسم است و استفاده از این مفاهیم فاصله بین غرب و شرق را از هم بیشتر می‌کند. فیلم ''دشمنان خوشبختی''، ساخته شد تا تصویر جدیدی از جامعه افغانستان که همواره در صدر اخبار روز قرار دارد، ارائه دهد».

فیلم ''دشمنان خوشبختی'' برنده جایزه هیئت داوران سینمای جهان در جشنواره Sundance امسال شد و نمایش بعدی فیلم نیز در ماه آوریل و در جشنواره فیلم زنان مالمو در سوئد خواهد بود.

Female Film Festival Malmö 2007
18th – 20th. April 2007

نگاهی به فیلم "300" ساخته زاک اسنایدر  (ازسایت بی بی سی)

فیلم 300 که اخیرا بر پرده سینماهای جهان به نمایش در آمده و به طرز گسترده ای نیز در شبکه ویدئویی زیر زمینی ایران انتشار یافته است، به دلیل نحوه به نمایش در آوردن ایرانیان در زمان هخامنشیان مورد اعتراض برخی از ایرانیان در سراسر جهان قرار گرفته است.

300، ظاهرا بر اساس روایت تاریخی هرودوت از نبرد "تروموفیل" بین سپاهیان خشایارشا و گارد سلطنتی لئونیداس، پادشاه اسپارت، شکل گرفته است اما همزمانی اکران آن با موضوعات روز پیرامون ایران سبب شده است که بسیاری از ایرانیان با دیده و شک و تردید نسبت به زمان تولید و اکران آن بنگرند.در این فیلم آشکارا پارسی ها در هیئت بدمن ها و نماینده مطلق شر و اسپارتی ها به عنوان مدافعان خیر و دمکراسی و آزادی به تصویرکشیده شده اند، طبعا با چنین تیپ سازی از دو سوی این نبرد و اغراق های فراوانی که فیلم با توجه به اقتباس از کمیک استریپ فرانک میلر در بردارد، شاید جدی گرفتن آن از نظر نقد فیلم، چندان دلیل موجهی نداشته باشد.صرفنظر از تردیدهای بسیار جدی که در باره این روایت و سایر روایت های هرودوت در باره نبردهای ایرانیان و یونانی ها وجود دارد و برخی از مورخان معاصر از وی به عنوان قصه پرداز و نه تاریخ نگار یاد کرده اند، فیلم بیش از آن که بخواهد بر یک روایت یا قصه شبه تاریخی استوار باشد، می کوشد تا به کتاب مصور فرانک میلر وفادار بماند.در نتیجه تمام فضا، تیپ ها و روایت های فرعی بر مبنای همین وفاداری محض بازنمایی شده است، با این حال اگر برای یک کتاب مصور این شیوه روایت قابل توجیه باشد، برای یک فیلم سینمایی حاصل چیزی جز مضحکه ای به نام فیلم نیست.بیهوده نیست که در اغلب صحنه های جنگ و مقابله اسپارت ها با پارسی ها، صدای قهقهه خنده تماشاگران جوان سالن سینما را پر می کند، زیرا به نظر می رسد که این سیصد نفرجاودانی عینا همان کاراکترهای کارتونی با همان منطق کودکانه آن هستند.تیپ لئونیداس ترکیبی است از سوپرمن، کابوی و هرکول که در صحنه گاز زدنش به سیب و کشتن مجروحان ایرانی اوج این ترکیب غریب را به نمایش در می آورد.با وجود تمام تلاشی که فیلمساز به خرج داده است تا همدلی مخاطب را با جنگجویان اسپارتی برانگیزد، به دلیل آنکه این پرسوناژها کارتونی و فاقد عمق هستند و روایت در بیان خود دچار پریشان گویی های بی مورد و ضعف های فراوان می شود، عملا این اتفاق کمتر قابل تصور است.هر چقدر اسپارتی ها به عنوان مدافعان آزادی و دمکراسی جلوه داده می شوند، از منظر اخلاق گرایی محافظه کارانه خود هر چه زشتی و پلیدی است به جبهه مقابل نسبت داده می شود، از همجنس گرایی خشایار شا گرفته تا ادعای برده داری آنها و دیکتاتوری و به خدمت گرفتن دیوها و غول ها و حرمسراهایی با زنان گوناگون و...با چنین سیاه و سفید نمایی های افراطی واغراق های فراوان بدیهی است که فیلم بیشتر از آنکه به قالب سینما نزدیک باشد به بازیهای ویدئویی نزدیک است که در آن منطق روایی و شخصیت پردازیهای رایج در سینما چندان مرسوم نیست.با این حال اسنایدرقصه را از زبان تنها بازمانده نبرد روايت می کند تا به خیال خود از این مطلق گرایی صرف پرهیز کرده باشد‌ و در واقع گناه این روایت یک جانبه را بر گردن او بیندازد اما عملا این تمهید نتوانسته است منطق کارتونی فیلم را ارتقا بخشد. اگر منطق روایی کتاب مصور بر مبنای کاراکترهای تک بعدی ، داستان سر راست و اغراق و سیاه و سفید نمایی های یکسویه استوار باشد؛ در سینما که عناصر دیگری چون فرهنگ، تاریخ و ایدئولوژی خواه ناخواه وارد حیطه خودآگاهی مخاطب می شوند، اقتباس صفحه به صفحه از یک کتاب مصور، فیلم را به یک اثر سطحی و آنچنان که منتقدان از این گونه فیلم ها یاد می کنند: فیلم بنجل(Trash Movie) بدل می کند.

در باره فیلم:300 بر اساس اقتباس نما به نمایی از کتاب مصور فرانک میلر که در سال ١٩٩٨ منتشر شده، ساخته شده است. میلر خود هم به عنوان مشاور و هم تهیه کننده اجرایی در تولید فیلم نقش داشته است.براساس معیارهای زیبایی شناسی میلر در این کتاب، اسپارت ها به غربی ها و پارسی ها به اعراب زمان خود شباهت داشته اند و در نتیجه معیارها و قواعد حاکم بر زندگی آنها نیز متاثر از همین پیش انگاره ها ست: براین اساس، ایرانی ها برده داری و حرمسرایی را رواج داده و زنان را در امور جاری مشارکت نمی داده اند و جنگ افروز و ویرانگر بوده اند، در مقابل اسپارت ها تنها مدافعان دمکراسی در جهان متمدن بوده اند.چنین ایده کارتونی بی شباهت به تئوری های توتالیتر غربی و جنگ تمدن ها نیست، تئوریهایی که دمکراسی غربی را مبنای ارزشگذاری در باره موضوعات و مسائل مختلف می دانند.بی دلیل نیست که این فیلم در اغلب موارد با نقدهای تمسخرآمیز و نیش و کنایه دار منتقدان و یا بی توجهی مطلق آنها روبرو شده است و یا صفاتی چون: "فاشیستی، نژاد پرستانه و مبتذل" به آن اطلاق شده است.

يك جايزه مالی ديگر به جوايز جشنواره بين‌المللی كابل اضافه شد

با پيوستن كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان به جمع حمايت كنندگان جشنواره بين‌المللی فيلم‌های كوتاه و مستند كابل يك جايزه مالی ديگر به جوايز اين جشنواره اضافه شد.
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» جايزه مالی به مبلغ ۱۰۰۰ دلار به فيلمی باموضوع حقوق بشر احتصاص يافته است كه اين جايزه علاوه بر دو جايزه مالی ديگری است كه از سوی جشنواره بين‌المللی فيلم‌های كوتاه و مستند كابل به بهترين فيلم مستند و كوتاه داستانی تعلق خواهد گرفت.
همچنين «پايگاه خبری فيلم كوتاه» نيز در زمينه اطلاع‌رسانی به جمع حمايت كننده‌گان جشنواره كابل پيوسته است.

فراخوان دومين جشنواره بين‌المللی فيلم‌های مستند و كوتاه كابل  

 دومين دوره جشنواره بين‌المللی فيلم‌های مستند و كوتاه داستانی كابل، با همكاری نهادهای داخلی افغانستان، مرکز فرهنگی آلمان (گویته انستیتوت) و مرکز فرهنگی فرانسه در افغانستان برگزار می‌شود.
  
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» اين جشنوراه با شعار «كشف استعدادهای تازه» علاوه بر نمايش فيلم‌های فيلمسازان افغانستان، نگاه وي‍ژه‌ای به فيلم‌های كشورهای همسايه افغانستان شامل كشورهای: ايران، پاكستان و تاجيكستان دارد.
جشنواره بين‌المللی كابل علاوه بر اهدای جوایز معنوی به فيلمسازان برگزيده دو جايزه نقدی
 به بهترين فيلم كوتاه و بهترين فيلم مستند اهدا می‌كند.
فيلم‌های ارسالی با موضوع آزاد بايد بعد از سال ۲۰۰۱ توليد شده باشند و مدت زمانی آنها بيشتر از ۴۰ دقيقه نباشد.
علاقه‌مندان به شركت در اين جشنواره تا ۱۰ ماه‌ می ۲۰۰۷ ميلادی (۲۰ ارديبهشت ۸۶) مهلت دارند آثار خود را در فرمت VHS,DVD,DVCAM به مركزفرهنگی فرانسه در كابل واقع در چهار راهی ملك اصغر، ليسه استقلال (آقای امام‌الدين) يا مركز فرهنگی گويته انستيتوت، واقع در افغانستان، كابل، شاه محمودخان وات، روبروی وزارت امورخارجه ارسال كنند.
دومين جشنواره بين‌المللی فيلم‌های مستند و كوتاه كابل از 1۶ تا21 ماه ژوئن سال 2007 میلادی در شهر كابل برگزار می‌شود.

نمایش فیلم افغانی 'هیس' در کابل و هرات

فیلم 'هیس' به عنوان نخستین تجربه بلند سینمایی سید فهیم هاشمی، فیلمساز جوان افغان، روز چهارشنبه (5 ثور / اردیبهشت) در کابل و پیش از آن در هرات به نمایش درآمد.این کارگردان، ساخت چند فیلم کوتاه و مستند را در کارنامه خود دارد. نگارش فیلمنامه هیس را سید معیدالحق موحدی بر عهده داشته است.با وجود تعدد نهادهای جوان سینمایی در هرات ، امکان اکران عمومی آثار سینمایی در این شهر وجود ندارد؛ تنها سالن سینمای این شهر، در زمان طالبان نابود شد و به جای آن ساختمان اداره ترانسپورت ( حمل و نقل) و یک مسجد قد برافراشت.با این وجود، سینماگران نوکار سعی می کنند آثار خود را در نمایشهای خصوصی به مخاطبانی محدود و به ویژه فرهنگیان عرضه کنند
  
'تغییر رویکرد'
در دو سه سال اخیر فیلم های زیادی در هرات تولید شده، اما هیس حکایت از تغییر رویکرد تازه کاران سینمای نوپا دارد. رویکردی که می خواهد کم کم نگاه ویژه تری به خود و پیرامون داشته باشد و از پیروی خط و مشی شبه بالیوودی احتراز کند.قصه، کارگردانی و بازیگری در هیس در ساختاری مستحکم ، رویکردی تازه ، ژرف ، و صادق به حاشیه های زندگی افغانی دارد. حاشیه هایی که کمتر در زاویه دوربین سینمای شبه بالیوودی قرار میگیرد.
  
حیات با چند دانشجوی دیگر پزشکی برای دستیابی به جسدی به منظور استفاده در آزمایشهای علمی، شبانه به گورستانی برای نبش گور و گور کاوی می روند.حیات که همزمان درگیر حالات روحی نامساعدی است، کابوس دیوانه خانه ای او را عذاب میدهد، دیوانه خانه ای که بعدا به اثر جنون به آنجا منتقل می شود... .هیس پیام روان عمومی جامعه ای پیوسته رویاروی جنگ و فقر را در خود دارد. جامعه ای که رویاروی مرگ و همزمان محتاج زندگی است.در هیس خبری از جنگ نیست، کارگردان و فیلمنامه نویس در این فیلم توانسته اند بدون اعلام حضور جنگ، حقیقت زندگی اجتماعی افغانی را در جزییات آن جستجو کنند.دو سوی دوربین در هیس در رابطه ای هماهنگ توانسته اثری "خلاف عادت" بیافریند.در یکی از صحنه ها ، "حیات" پس از ابتلا به جنون، به دیوانه خانه ای که کابوسش را دیده بود، منتقل می شود. هنگام ورود او، یکی از دیوانگان با استفاده از کفش خود به جای میکروفون خطاب به دیگران و از جمله "حیات" تازه وارد، در مورد کار و اینکه "پاسپورت نمیدهند..." سخنرانی می کند که با طنزی تلخ به سیاستمدارها، بیکاری ، فقر کشنده و مهاجرت جوانان افغان برای کار به ایران اشاره دارد.نگاه ها، نشانه ها، و بازی قابل قبول نا بازیگرانی که در نقش دیوانه، با دیوانه تازه وارد پیشامد می کنند، صحنه دیدنی آفریده است.مثلث عشقی در این فیلم به صورت واضحی در حاشیه حرکت اصلی فیلم قرار گرفته و نویسنده و کارگردان سعی کرده اند از روابط عاشقانه به عنوان چاشنی استفاده کنند و البته استفاده از چهره فتو ژنیک "ضیا گل سلطانی" به این قسمت کمک کرده است.در سراسر فیلم، نوعی رویارویی توهم و واقعیت و مواجهه مرگ و زندگی به وسیله نمادهای مختلف مخاطب افغانی را به همذات پنداری با روان آشفته وا می دارد در کنار روابط حاشیه ای عاشقانه، موضوعاتی چون تحصیل، بی سوادی، فقر، نشاط ، عشق، زندگی، مرگ ... که کارگاه اضداد ذهن و زندگی انسان افغانی و به ویژه جوانان است از گره هایی است که در مسیر حرکت اصلی قصه و در جای جای نمود پیدا می کنند.

منبع بی بی سی