گفتگو با ماهنامه هادی

لطفا خودتان را معرفی کنید ؟
به نام خدا و با تشکر از دست اندر کاران ما هنامه ی وزین هادی، علی اکبری هستم متولد 1356 ولایت بامیان افغانستان ومدت 23 سال است در جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنم وتحصیلات متوسطه ام در رشته تجربی بوده است و دانش اموخته رشته سینما در دانشگاه جامع هستم و مدت تقریبا هفت سال است که به صورت پراکنده فیلمسازی و برنامه سازی تلویزیونی انجام می دهم و علاقه زیاد به سینمای مستند دارم .

تعریف شما از سینمای مستند چیست ؟
ببینید تعریف جامع و مشخص از سینمای مستند وجود ندارد و مثل فرمول ریاضی که حساب دو دو تا چهار تا است، نیست اگر، چندتا مستند ساز را در یک اتاق جمع کنید به اندازه تعدادشان تعریفهای مختلف از سینمای مستند ارائه خواهند داد. اما یکسری نکات در مورد سینمای مستند هست که مورد اجماع هنر ندان در رابطه با سینمای مستند هست از جمله جان گریسون که پدر سینمای مستند لقب گرفته است. سینمای مستند را «پرداخت خلاق واقعیت»تعریف می کند می توان گفت سینمای مستند به کشف ابعاد عمیق تری از واقعیت می پردازد و نوعی نقد به شمار می رودکه ازدید انسان خاص نسبت به یک موضوع ارائه می¬شود البته این دیدگاه تلاش دارد سر انجام به واقعیت نزدیک شود و روایت سازمان یافته ازدید فیلمساز نسبت به موضوع به شمار می¬رود که وهله اول به منظور اطلاع¬رسانی یاتحت تاثیر قراردادن یا روحیه دادن یا برانگیختن یا تلفیق هرسه طرح¬ریزی می¬شود.

نظر خودتان را نسبت به سینما و آینده سینمای کشور بیان کنید ؟
سینما امروز ابعاد مختلف پیدا کرده است نه تنها به عنوان یک رسانه یا یک سبک هنری به شمار می رود بلکه غیر از جنبه سرگرمی و ابزار تبلیغاتی بودن امروز به عنوان یک صنعت مهم و در آمدزا به شمار می آید و اگر این را در کنار قدرت سینما در هدایت افکار عمومی جامعه و تاثیر آن در حوزه سیاست و اقتصاد قرار بدهید به اهمیت و جایگاه سینما پی می بریم . سینما امروز انکار ناپذیر است باید به این سلاح تبلیغاتی و صنعت جهانی برای حراست از فرهنگ و اندیشه ها و باور هایمان دست پیدا کنیم . مدتی پیش موفق شدم فیلمی را از گروهی که در افغانستان سینما و تلویزیون را مطلقا ممنوع اعلام کرده بود ببینم که سعی کرده بود گروه خود را تبلیغ کند واین قضیه نشان می داد که انها هم ناگزیر شدند از امکانات تصویری و تصویرگری استفاده کنندواگر دانش کافی در رابطه با فیلمسازی می داشتند بهتر می توانستند بهره برداری کنند و چه بسا با مونتاژ و انتخاب نماهای خشنی که انتخاب کرده بودند نتیجه معکوس بگیرند .
امادر رابطه با سینمای¬کشور ! سینما هم مثل سایر نهادهای مدنی و هنری و غیره دچار یک سردرگمی است و شوک¬های پس ازجنگ رامی¬کشد این¬سردرگمی از عدم یک سیاست درست و منطقی در حوزه ی تصمیم گیری و عدم پشتیبانی و حمایت گرفته تا بی¬هدف کار کردن سینماگران ما راشامل می¬شودونتیجه آن می شود که فیلم کابل اکسپرس یا فیلمهای کیلویی که کپی برداری محض از بالیود است در کشور مطرح و نمایش داده شود. تا هنوز ما یک سینمای ملی با شاخصه های بومی نداریم و فقط یکبار فیلمی به نام اسامه اتفاق می افتد و بس چرا؟و چرا؟
من فکر می¬کنم هنوز درکشور ماشایسته¬سالاری وتخصص گرایی جا نیفتاده است هنوز آدمهای غیر مسلکی بر چوکی های که نیاز به تخصص و تجربه دارد تکیه زده است و هنوز ما سیاسگذاری و برنامه بلند مدت برای ایجاد سینمای ملی و بومی نداریم اما در ایجاد فضای باز بعد از روی کار امدن دولت جدید و از بین رفتن فضای خفقان گذشته را برای سینما و سینما گران به فال نیک می گیریم وامیدواریم استعداد های جدید در این فضا شکوفا شود.

اولویت های فعلی و رسالتهای رسانه های تصویری کشور را در چه چیزهایی می بینید ؟
ببینید من خودم را کوچکتر از آن می بینم که در مورد رسالت رسانه ای کشور صحبت کنم ولی به عنوان یک افغان و یک کسی که کار رسانه ای انجام می دهم از وضع فعلی در رنجم، کشور ما با جمعیت میلیونی بیسواد و کم سواد مواجه هستیم اگر اشتباه نکرده باشم قریب هفتاد درصد بیسواد داریم و خیلی از مشکلاتی که امروز گریبانگیر جامعه ما است ناشی از بیسوادی و جهالت مردم می شود ما نباید همه ی مشکلات کشور را به گردن خارجی ها بیندازیم باید بپذیریم ما هم مشکل داریم واز بیسوادی ما چه داخلی ها چه خارجی ها سوء استفاده کرده اند ومی کنند این قضیه مثل روز روشن است خوب دست اندر کاران رسانه های کشور به عنوان پیشگامان فرهنگی کشور چه کرده اند ؟ شما شبکه های تلویزیونی کشور را بیبینید انباشته شده از شو های هندی و رقص و آواز حتی در کشورهای غربی این افراط گرایی وجود ندارد آنها اول آمدند شبکه های آموزشی وخبری تاسیس کردند و بعد از اشباع نیازهای حیاتی رسانه ای سراغ تفریحات و غیره رفته اند ولی در کشور ما بر عکس شده ! بروید ببینید چند درصد ساعات پخش شبکه های ما را آموزش و اطلاع رسانی تشکیل می دهد؟ ما مخالف برنامه های تفریحی مناسب نیستیم ولی امروز تفریحات شده اصل و اهداف فرهنگی درحاشیه قرار گرفته است هم در سینما و هم در تلویزیون.

نظرشما در رابطه با هادی فیلم و برنامه¬های آن چیست؟
هادی فیلم در مدت زمان فعالیت های خود که تقریبا چهار سال است کارهای مهمی انجام داده است گر چه قرار بود شبکه هادی درکابل راه اندازی شود ولی بنا به مشکلاتی از جمله مسایل مالی نتوانسته تا کنون فعالیتهای خود را پخش کند ولی برنامه های خود را متوقف نکرده است وتولیدات خود را از چند شبکه ماهواره ای که رویکرد دینی دارند پخش می کند و بعضی برنامه های خود را به شکلCDپخش کرده است و این تولیدات بازتاب مناسبی در میان مهاجرین داشته است و همواره از دور و نزدیک همکاران مورد لطف و نوازش همشهریان عزیز بوده¬اند و می¬باشند و همچنین بعضی تولیدات مستند آن به جشنواره¬های بین¬المللی راه پیداکرده¬اند، از جمله¬ی آنهاخشکسالی¬درجشنواره¬فیلم مستندکیش وفیلم سرزمین پامیر در جشنواره تاتارستان که حایز جایزه هم شد و نیز فیلم روایت هجر در جشنواره¬ی بین¬المللی فیلم تهران.

از فیلم مستند روایت هجر که از ساخته های شما است و حضور آن در جشنواره¬ی فیلم کوتاه تهران؛ برایمان بیشتر بگویید ؟
مهاجرت ناشی از جنگهای طولانی به عنوان یک بخش از تاریخ کشور ما برای من اهمیت خاصی دارد چون که نسل آینده باید قضاوت درستی از این شرایطی که نسل حالا دارد داشته باشد . بسیاری از هموطنان ما در داخل فکر می¬کنندکه مهاجرین در اینجا جا خوش کرده اند و اینجا برای مهاجرین بهشت است. البته مهاجرت سکه ای است دو رو دارد یک روی آن کسب علم و دانش و مهارت هایی است که مهاجرین از سرتاسردنیا کسب کرده¬اند و به عنوان یک تجربه باخود به وطن می برند و یک روی دیگر مشکلات و سختیها و تبعیضها وتوهین¬هایی است که گریبانگیر مهاجرین است. ما در روایت هجر خواستیم تصویری واقعی از زندگی جمعی از مهاجرین که در یک منطقه دور افتاده قم زندگی می کنند ارایه کنیم . روایت در واقع کار نا تمامی بود که قبلا دچار مشکلاتی شده بود و موفق نشدم آن را در آن زمان تمام کنم . سیفی نمونه ای از هزاران هموطن مهاجر ما است که با تمام وجود در اینجا کار می کند تا لقمه نان حلالی را نصیب خانواده ی خود کنند ولی دستشان را پیش کسی دراز نمی¬کنند اما مشکل سیفی و همسال سیفی کمبود درآمد یا شاق بودن کارشان یا تبعیضها نیست¬مشکل امثال سیفی غربت وغم دوری از وطن است.
فیلم روایت هجر از میان بیش از پانصد فیلم مستد در میان سی فیلم راه یافته به جشنواره ی بین¬المللی فیلم کوتاه تهران بود و در میان نامزد های دریافت جایزه قرار گرفت. بهترین پاداش برای من و همکارانم زمانی بود که در سکوتی که در سالن سینما حکم فرما شده بود سیفی که می گفت من به افغانی بودن خود افتخار می کنم در حالی که لباسی کهنه به تن داشت و بیلی به دست، نمونه ی یک مهاجر زحمتکش و باوقار بود. بعد از اتمام فیلم کفهای ممتدی را که در سالن بلند شد هیچگاه فراموش نمی¬کنم البته من فکر می¬کنم این دست زدنها برای دست پینه بسته ی سیفی شخصیت فیلم بود . 
      
غیر از روایت¬هجر چه کارهای دیگری تولیدکرده اید ؟
من تاکنون چند عنوان فیلم مستند ساخته ام که از جمله¬ی آنها«میداندار» در رابطه با یک ورزشکار هموطن و مستند کیمیاگران خاک و جوینده خاک در رابطه با مهاجرین کوره¬پزخانه¬های قم ومستند«تن وروان»در رابطه با ورزش کاران رشته رزمی کنگ فو و نظرگاه سخی در رابطه با زیارتگاه سخی وجایگاه این نوع زیارتهادرباورهای مردم و چند کار دیگر است . ولی برنامه های تلویزیونی بیش از صدها ساعت بوده است که بعضی از آنها از شبکه های مختلف جمهوری اسلامی ایران و نیز بعضی شبکه های داخلی پخش شده اند یا در حال پخش هستند.

مشکلات فیلمسازی در خارج از کشور چیست ؟
فیلمسازی نه تنها در خارج کشور بلکه در داخل کشور هم مشکلات زیاد دارد مخصوصا ساخت فیلمهای مستقل . هنوز باندهای مافیایی قدرت فیلمسازان مستقل را در آنجا تهدید می کند که من هم طعم آن را در داخل وخارج چشیده ام .اما ساخت فیلم در خارج مثل سایر مشکلاتی که¬گریبانگیر مشاغل¬مهاجرین¬است¬باتوجه به حساسیتهایی که نسبت به فیلم است چند برابر می شود.ازجمله بحث مجوز است که نه تنهاجواز ساخت فیلم که خود ماها فاقد حقوق شهروندی هستیم و مهمان ناخوانده محسوب می شویم بقیه اش را خودتان حدس می زنید خلاصه فیلمسازی مستقل کار مشکلی است .

در پایان اگر گفته ای دارید بفرمایید ؟
من آرزویی جز آرامی وآبادانی وطنم ندارم وهمچنین ازدست¬اندر کاران ماهنامۀوزین هادی تشکر می¬کنم¬که این¬وقت را در اختیار این حقیر گذاشتند وبرای این¬عزیزان¬آرزوی سربلندی وسرافرازی وموفقیت دارم

گفتگو از ماهنامه هادی

گفتگو با «محمد آفريده» درباره برگزاري نخستين جشنواره بين المللي مستند

تمام كساني كه به نوعي دغدغه سينماي مستند و فيلم كوتاه دارند، محمد آفريده را می‌شناسند. مديري باهوش و ‌مقتدر كه در سال هاي گذشته كارنامه مدريتش ثابت می‌كند كه كارش را بلد است و امتحانش را به خوبي در عرصه مدريت فرهنگي پس داده است. شايد به خاطر ارتباط مداوم با جوان ها و نوع مسئوليتي كه دارد، در اتاقش به روي نسل جوان فيلمساز باز است و شماره تلفن همراهش هميشه در دسترس.
و البته حتي يك مدير موفق هم نمی‌تواند تمام مراجعين را راضي نگه دارد چون بودجه هاي تعيين شده در مقابل اين همه ايده و خلاقيت فيلمساز جوان ايراني مبلغي ناچيز است.
اما به چند دليل براي گفتگو سراغ آفريده رفتيم. اول اينكه از زمان شروع دوره جديد مديريتي اش فرصتي براي مصاحبه و بررسي شرايط، پيش نيامده بود و دوم بررسي وضعيت توليد فيلم در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي به خصوص فيلم اولي ها و سومين دليل كه مهمترين دليل براي آدمي مثل من است كه بيماري مزمن شيفتگي به سينماي مستند را دارد، برگزاري نخستين جشنواره بين المللي سينماي مستند در تهران بود كه پيش تر مژده برگزاريش را از زبان معاونت سينمايي در اختتاميه بيست و سومين جشنواره فيلم كوتاه تهران شنيده بوديم.
گفتگويي كه در زير می‌خوانيد قسمت اول مصاحبه است كه صرفا به نخستين جشنواره بين المللي سينماي مستند می‌پردازد و در قسمت دوم گفتگو  كه در رابطه با توليد فيلم و آخرين وضعيت فيلم اولي ها است را مي توانيد روز پنج شنبه در «پايگاه خبري فيلم كوتاه» بخوانيد.

مدتها بود زمزمه بوجود آمدن يك جشنواره بين المللي مستند در تهران، در محافل فرهنگي به گوش مي رسيد. اين زمزمه زماني قوت گرفت كه جناب آقاي جعفري جلوه در اختتاميه بيست و سومين جشنواره فيلم كوتاه تهران، مژده برگزاري اين جشنواره را به مستندسازان دادند. در رابطه با چگونگي بوجود آمدن اين جشنواره توضيح بدهيد؟
همان طور كه مي دانيد، سالها دوستان مستندسازمان جزو آرزوهايشان بود كه در ايران يك جشنواره بين المللي مستقل سينماي مستند داشته باشيم. در اوايل سال 1385 وقتي خدمت آقاي جعفري جلوه رسيدم، ايشان فرمودند، من تمايل دارم شما يك جشنواره مستقل مستند راه بياندازيد. گويا دوستان مستندساز و نمايندگان صنوف مرتبط ديداري با ايشان داشتند. بنده نيز توضيح دادم كه جريان توليد مستند، جريان رو به جلويي است و آمادگي كافي براي ايجاد يك پايگاه در منطقه وجود دارد.
ابتدا مي خواستيم يك جشنواره صفر راه بياندازيم، اما در اين چند ماه آن قدر جشنواره متعدد بود كه احساس كرديم، فضاي لازم را براي برگزاري جشنواره صفر نداريم. در ضمن خودم هم خيلي اشتياقي به برگزاري جشنواره ندارم چون خسته كننده است و تمام سازمان را درگير مي كند. به دنبال يك مدل جديد براي برگزاري جشنواره هستم.
نشست هاي متعددي با فعالان عرصه سينماي مستند كشورمان داشتم. بسيار دوست دارم كه اين جشنواره با مشورت و يك خرد جمعي جلو رود. دو هفته پيش نشستي با يك شوراي مشورتي با دوستان انجمن مستندسازان و انجمن تهيه كنندگان سينماي مستند و فيلمسازان مستقل داشتم و در واقع دغدغه من اين است كه به راه هاي جديدي براي برگزاري اين جشنواره برسيم.
در حال حاضر در كشور ما خيلي نمي شود جشنواره مستقل از دولت برگزار كرد اما فكر مي كنم با توجه به اينكه من در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي هستم؛ مكاني كه يك روح تجربه گرا دارد تجربه كردن به اين معنا كه امروزمان با ديروزمان نبايد يكسان باشد. بايد به قالب و مدل هاي جديدي دست پيدا كنيم.
تا چه اندازه به كمك مالي و معنوي معاونت سينمايي براي برگزاري اين جشنواره اطمينان داريد؟
هفته گذشته با آقاي جعفري جلوه جلسه اي داشتم. از ايشان خواستم دقيقا ميزان حمايت از اين جشنواره را بفرمايند چون تجربه نشان داده است نبايد همين جوري در دل يك ماجرا رفت. ايشان سقف حمايت معاونت را از اين جشنواره اعلام كردند. و الان تنها دغدغه من سازوكار و اجراي اين جشنواره است چون ترجيح مي دهم مسائل اجرايي جشنواره جدا از مجموعه مركز گسترش و در بخش خصوصي انجام شود.
اين جشنواره با چه عنوان و در چه تاريخي برگزار مي شود؟
اين جشنواره با عنوان «نخستين جشنواره بين المللي سينماي مستند؛ سينما حقيقت» از تاريخ 17 تا 21 تيرماه 1386 در تهران برگزار مي شود.
هدف هاي تعريف شده براي برگزاري اين جشنواره چيست؟
اين جشنواره با هدف تقويت سينماي مستند خلاق ايران، صيانت از هويت ملي، ديني و شرقي، بازنمايي تاريخ و فرهنگ جامعه ايراني- اسلامي، بيان نسبت نزديكي سينماي مستند با واقعيت و حقيقت و آشنايي فيلمسازان كشور با تحولات نوين سينماي مستند جهان و ايجاد و امكان براي عرضه و پخش جهاني فيلم هاي مستند برگزار مي شود.
اين جشنواره در چند بخش برگزار مي شود؟ و آيا بخش جنبي خاصي دارد؟
«نخستين جشنواره بين المللي سينماي مستند؛ سينما حقيقت» در بخش هاي «مسابقه ملي»، «مسابقه بين الملل»، «بخش جنبي» و «چشم انداز» و «بازار فيلم» برگزار مي شود. و با توجه به اينكه سال 2007 از طرف يونسكو، سال «بزرگداشت مولانا» نام نهاده شده، ما يك بخش جنبي تحت عنوان «مولانا» در جشنواره نخست مان خواهيم داشت.
فيلم هاي شركت كننده بايد داراي چه خصوصيتي باشند؟ آيا جشنواره موضوع خاصي دارد؟
نه. موضوع جشنواره آزاد است. فيلم ها در «مسابقه ملي» مي توانند در دو قسمت، فيلم هاي بالاي 60 دقيقه و زير 60 دقيقه و در قطع هاي بتاكم، دي وي كم، 16 ميليمتري و 35 ميليمتري شركت كنند. فيلم هاي متقاضي ايراني بايد بعد از سال ۱۳۸۴ ساخته شده باشند و فيلم هاي بخش «مسابقه بين الملل» بايد بعد از ژانويه 2005 ساخته شده باشند.
آيا شما دبير دائمي جشنواره خواهيد بود؟
بيشتر مايلم كه دبير نشوم و يا نهايتا تنها دبير امسال باشم. ترجيح مي دهم به عنوان مدير جشنواره هر سال ميزبان يك دبير افتخاري يا دبير مهمان باشم. بايد به دنبال بسترهاي اصلي سينماي مستند باشيم تا بتوانيم بهره مندي بيشتري بگيريم.
به نظر مي آيد در دوران جديد مديريت تان در مديريت مسائل مختلف، بسيار دموكرات تر عمل مي كنيد. كمك گرفتن از صاحبنظران و پيشكسوتان و تصميم گيري هايي كه پشتوانه شعور جمعي دارد، بسيار جالب است.
به نظر من در كار هنر چاره اي جز اين نيست. هنر يك گمشده است. و اين گمشده را هيچ كس نمي تواند به تنهايي در اختيار بگيرد. ما بايد با تمامي سلايق به دنبال راهي باشيم تا بتوانيم گوشه اي از اين گوهر ناب و گمشده عزيز را بيابيم.
جشنواره «سينما حقيقت» قرار است جشنواره بين المللي باشد. اما با توجه به اينكه در چند سال اخير جشنواره هايي مانند فيلم دوبي توانسته اند تا حدودي نظر و توجه رسانه هاي جمعي منطقه را به خود جلب كنند، پيش بيني شما در رابطه با وجه منطقه اي اين جشنواره چيست؟ آيا مي توانيم اميدوار باشيم جشنواره «سينما حقيقت» بتواند آن طور كه شايسته سينماي مستند ايران است نظر رسانه هاي گروهي منطقه را به خود جلب كند؟
به اعتقاد من در منطقه كشوري نداريم كه صاحب سينما باشد. و بيشتر جشنواره ها و بازارهاي فيلمي كه مي گذراند، فقط يك نمايش است. مي خواهند فقط ادعاهايي داشته باشند. چند وقت پيش  به من پيشنهاد شد كه جشنواره فيلم هاي مستند در دوبي برگزار كنم و من در جواب به آن دوستان گفتم؛ من تمام وقتم را گذاشته ام كه با اين جوان ها، فرهنگ و سينماي كشورم را ثابت كنم.
هيچ كدام از كشورهاي منطقه و حتي در دنيا نمي توانند با جريان قدرتمند سينماي مستند ايران روبرو شوند. نيروي انساني كه ما داريم يك معجزه خدادادي است. من در 10 سال مسئوليتي كه داشتم، اين را درك كردم كه هر آرزويي كه مسئولان دارند با اين سرمايه هاي ملي مي توانند به آن برسند.
ظرفيت توليد فيلم در ايران، اين كشورها را متحير كرده است و خيلي از آنان از ما خواسته اند كه براي فيلمسازانشان كلاس هاي آموزشي بگذاريم. خيلي از اين كشورها مايلند جاي سينماي ايران را بگيرند. اما يك زمين لم يزرع نمي تواند با يك سرزمين خوش آب و هوا مقابله كند. جامعه ما به غير از پيشينه تاريخي و فرهنگي اش، يك جامعه مولد است و اين مولد بودن موجب مي شود ما هميشه حرف هاي تازه اي براي دنيا داشته باشيم.
در معرفي جشنواره «سينما حقيقت» مژده برگزاري يك «بازار فيلم» در كنار جشنواره را داديد. شما با پيشينه مسئوليت فرهنگي كه داشته ايد بهتر مي دانيد، داشتن «بازار فيلم» در كنار جشنواره مستلزم بودجه مناسبي است كه به واسطه آن بتوان از كمپاني هاي بزرگ، تلويزيون ها و بازارياب هاي حرفه اي سينماي مستند و فيلم كوتاه دعوت به عمل آورد. چون كمتر بازارياب يا كمپاني حاضر مي شود براي نخستين دوره يك جشنواره هزينه اقامت و... پرداخت كند. براي جذب اين افراد چه تدبيري انديشيده ايد؟
من وقتي خدمت آقاي جعفري جلوه رسيدم، خدمتشان عرض كردم كه بنده تا به امروز 20 جشنواره برگزار كردم و اگر قرار است جشنواره جديدي راه اندازي كنم بايد اين جشنواره بالاترين جشنواره در سطح ايران باشد و نبايد از جشنواره هاي مهم دنيا چيزي كم داشته باشد.
 چون از ما گذشته است كه بخواهيم يك جشنواره در حد مهماني برگزار كنيم. كه مردم بيايند دست بزنند، گردشي كنند و بروند.
خدا را شكر امسال در ديدار مقام معظم رهبري با كارگردان هاي سينما جملات و بياناتي كه ايشان فرمودند موجب شد من مسئول كه سال ها با عشق و علاقه در اين عرصه فعاليت كردم، انرژي صد برابر بگيرم. و حالا احساس مي كنم بايد بسيار سرعتمان را بيشتر كنيم چون كشورهاي منطقه بيكار ننشسته اند. آنها خيلي از مسائل و مباحث و محدوديت هاي ما را ندارند. و مي خواهند به هر نحوي شده جاي ما را بگيرند. البته آنان جوهره و نيروي خلاقه ندارند، چيزي كه ما داريم.
بنده پيش بيني مي كنم كه حدودا ۴۰ تا ۵0 مهمان خارجي خواهيم داشت. اتفاقي كه اگر نيافتد، جشنواره را عقب مي اندازم.
خوشبختانه تقريبا اكثر تلويزيون هاي معتبر ابراز تمايل كرده اند براي حضور در جشنواره و رايزني هايي نيز با جشنواره هاي معتبر مستند و مراكز فرهنگي صورت گرفته و تاكنون تعداد زيادي نيز فيلم دريافت كرده ايم.
جشنواره «سينما حقيقت» خواه نا خواه تعداد محدودي فيلم را مي تواند براي نمايش و شركت در رقابت بپذيرد. اما با توجه به ظرفيت بالاي سينماي مستند ما ممكن است تعداد زيادي فيلم مجال حضور در اين جشنواره را پيدا نكنند. آيا امكان حضور اين فيلم ها در بازار فيلم جشنواره وجود دارد؟
بله. كساني كه مايلند اثرشان در«بازار فيلم» حضور داشته باشد. بايد در زمان پر كردن فرم شركت در جشنواره قسمت حضور در «بازار فيلم» را علامت بزنند.
يكي از مشكلات روزنامه نگاران، فيلمسازان و علاقه مندان در جشنواره هاي بين المللي سال ها اين است كه مهمان خارجي كه با پول ملت ايران هزينه رفت و آمد و اقامتش تامين مي شود، مانند يك گوهر گران بها يا در اتاق شيشه اي به دور از دسترس نگهداري مي شود و يا برنامه بازار رفتن و خريد كردن مهمان بر ملاقات هاي فرهنگي اش ارجحيت دارد. آيا مي توانيم اميدوار باشيم در جشنواره «سينما حقيقت» با اين مشكل مواجه نباشيم؟
دوره اي كه همه چيز دسته بندي شده باشد و بتوان ارتباط ها را محدود كرد، گذشته است. نسل امروز اصلا نيازي ندارد كه ارتباط مستقيم با مهمانان داشته باشد.
دسترسي راحت به اينترنت موجب شده هنرمندان بتوانند براحتي در تمام دنيا با هم ارتباط برقرار كنند.
پس با توجه به فرمايشات شما آيا فيلمسازان و روزنامه نگاران براي ارتباط با مهمان هاي خارجي مشكلي نخواهند داشت؟
ما بايد سازوكار و برنامه ريزي جشنواره را طوري انجام دهيم كه در ساعات آزاد مهمان ها، هر كسي كه تمايل دارد با آنان صحبت كند اين امكان برايش فراهم باشد.
آيا در آن ساعات مترجمان نيز حضور خواهند داشت؟
بله. چون چيز پيچيده اي وجود ندارد. من شخصا به عنوان مدير اين قضيه بايد نگران اين مسئله باشم كه از فرصت و امكاناتي كه ايجاد كردم، جوانان ايراني تا چه اندازه مي توانند بهترين استفاده را ببرند.
يكي از مشكلات جشنواره هاي فيلم مستند در زمان نمايش آثار خارجي برخورد سليقه اي و مشكلات عرفي با اين آثار است. كه اين مسئله اكثرا موجب مي شود ما نتوانيم فيلم هاي مطرح سينماي مستند دنيا را به مخاطب فهيم ايراني كه دغدغه و زاويه ديدش فراتر از مسائل حاشيه اي است، ارائه كنيم. براي رفع اين مشكل چه تدبيري انديشيده ايد؟
در سينماي مستند بحث آگاهي بخشي است و صحبت نشان دادن جلوه ها و پوسته هاي ديگري از اجتماع. ما بايد نگرش مخاطبان و مسئولين را ارتقا بدهيم. ما هنوز فرصت نكرده ايم در حوزه سينماي مستند، مخاطب شناسي كنيم. خيلي از فيلمسازان ما نيز هنوز تحت تاثير سينماي اكران هستند و تصور مي كنند فيلم مستندي كه ساخته اند بايد براي همه نمايش داده شود. يادم مي آيد يك فيلم از ژان روش ديدم كه ابتدايش نوشته شده بود:« اين فيلم فقط براي خارج از استراليا قابل نمايش است.»
نمايش يك فيلم مستند مي تواند براي پزشكان يك بيمارستان فوق العاده اثربخش و براي بيماران آن بيمارستان مخرب باشد. بايد بستري آماده كنيم كه مخاطبان واقعي سينماي مستند بتوانند فيلم هاي روز دنيا را بدون محدوديت ببينند. اما اگر همان فيلم ها را بخواهيم در سينما براي مخاطب عام نمايش دهيم بايد حد و حدود مسائل عرفي را رعايت كنيم.
در جشنواره ما نيز بايد بخش هايي داشته باشيم كه كساني كه واقعا دغدغه شان اين نوع سينماست بتوانند فيلم ها را بدون مشكل ببينند.

گفتگو باشرش کلانتری فیلمساز کوتاه

برگرفته شده ازسایت رادیو زمانه


شُرش م. کلانتری، فارغ التحصیل رشته کارگردانی از دانشکده فیلم و تلویزیون هلند در آمستردام است. در سال 1996 فیلم پایان‌نامه تحصیلی‌اش با عنوان «معنای شب» نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین فیلم کوتاه شد. این فیلم همچنین از طرف کمیسیون فرهنگی جامعه اروپا به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های کوتاه سال شناخته شد و در جشنواره کن به نمایش در آمد. شُرش، تحصیلاتش را در رشته «تهیه کنندگی فیلم» در دانشگاه کنکوردیا در مونترآل ادامه داد. او از سال 2004 از طرف سازمان ملل متحد به عنوان تهیه کننده تلویزیونی در افغانستان مشغول به فعالیت است.

برای شروع، ممکن است توضیح بدهی چه عواملی باعث شد که تصمیم بگیری به عنوان تهیه کننده تلویزیون برای سازمان ملل در کابل فعالیت بکنی؟

یک دوستی که در افغانستان کار می‌کرد، از من پرسید که آیا علاقه دارم به طور داوطلبانه به جوانان افغان آموزش فیلمسازی بدهم، من هم جواب مثبت دادم. ماهها بعد، از طرف سازمان ملل با من تماس گرفتند و خواستند که فعالیتم را به عنوان تهیه کننده تلویزیونی در کابل شروع کنم. من هم که کنجکاو بودم ببینم چقدر جامعه افغانستان پس از جنگ پیشرفت کرده و مردم چطور در آن شرایط زندگی می‌کنند، پیشنهادشان را قبول کردم. فرصت خوبی بود تا از نزدیک با جامعه و به خصوص هنر و سینمای افغانستان آشنا شوم.

در حال حاضر بر روی چه نوع پروژه‌هایی در کابل کار می‌کنی؟

یک برنامه هفتگی تهیه می‌کنم که تلویزیون ملی افغانستان آن را پخش می‌کند و همچنین تهیه فیلم‌های مستندی را که عمدتا در مورد طرح‌ها و برنامه‌های سازمان ملل در رابطه با بازسازی افغانستان است به عهده دارم.

آیا ممکن است به طور خلاصه درباره سینمای افغانستان، قبل و بعد از جنگ توضیح دهی؟

پس از سقوط طالبان، فیلمسازی به طور آشکار در افغانستان رشد کرده است. ولی اگر تاریخ سینمای افغانستان را با دیگر کشورهای منطقه مثل ایران و هند مقایسه کنیم، تاریخ مختصری دارد. طبق نظر کارشناسان سینما، سال1951 سال تولد سینمای افغانستان است، از آن تاریخ تا به حال تنها حدود ۴۰ فیلم بلند ساخته شده. حالا پس از ۴ سال که از براندازی رژیم طالبان می‌گذرد، فیلمسازان افغان هنوز در حال تلاش برای پیدا کردن حمایت‌های مالی برای فیلمسازی هستند. تعداد فیلم‌های کوتاهی که توسط نسل جوان فیلمساز و به طور دیجیتال فیلمبرداری می‌شوند بسیار کم است. تنها حدود ۳۰ تا ۳۵ فیلم کوتاه در سال که اکثرا از طریق سازمان‌های غیر دولتی و یا نهادهای بین المللی حمایت شده‌اند، ساخته شده است. در طول چهار سال گذشته تنها سه یا چهار فیلم بلند ۳۵ میلی متری ساخته شده است و به همین تعداد هم فیلم بلند دیجیتال گرفته شده. سال گذشته، دو فیلم بلند توسط کارگردانان افغان که از خارج از کشور به افغانستان بازگشته بودند، با سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی تهیه شدند. فیلمسازانی مثل صدیق برمک (با فیلم اوساما) و یا کارگردانان نوظهوری چون رویا سادات (با فیلم سه نقطه) ثابت کرده‌اند که سینمای افغانستان پس از طالبان رشد کرده است ولی به نظر من هنوز زود است تا درباره سینمای نوی افغانستان صحبت کرد.

شرایط فیلمبرداری در افغانستان با توجه به مشکلات امنیتی موجود چگونه است؟

هنوز در برخی از مناطق کشور امکان فیلمبرداری مشکل است ولی غیر ممکن نیست! حتی بعضی از فیلمسازان غیر افغان که بیشتر فرانسوی یا هندی هستند اخیرا درشمال افغانستان و حومه کابل فیلمبرداری داشتند.

از لحاظ امکانات مالی برای فیلمسازی، آموزش افراد تکنیسین یا تجهیزات فیلمبرداری چطور؟

در اینجا تجهیزات تکنیکی پیشرفته‌ای وجود ندارد. بیشتر وسایل و امکانات فیلمسازی برای تولیدات ویدیویی هستند و تعداد تکنیسین‌های آزموده فیلم بسیار کم هستند. دولت جدید با داشتن هزاران مشکل دیگر، وقتی برای فکر کردن به تهیه امکانات مالی برای فیلمسازان افغان را ندارد. در نتیجه بیشترین کمک‌های مالی برای تولید فیلم از نهادهای بین المللی دریافت می‌شوند و شرکت‌های فیلمسازی یا کارگردانانی هم که از خارج از کشور می آیند معمولا تجهیزات و تکنیسین‌های خودشان را به همراه می آورند.

استقبال مردم از تولیدات داخلی چگونه است؟ فیلم‌های غیر افغانی مثل فیلم‌های هندی یا هالیوودی تا چه حد بر سالن‌های سینماها غالب هستند؟

در کل کشور حدود ۲۳ سالن سینما مشغول به فعالیتند که حدود ۸۵ درصد آنها متعلق به دولت هستند. اکثراین سینماها فیلم‌های بالیوودی یا اکشن هالیوودی نشان می‌دهند. تماشاگران این گونه فیلم‌ها هم به طورعمده نوجوانان و جوانان هستند. چون همان طور که می‌دانید در بیشتر شهرهای افغانستان برق مداوم وجود ندارد و خانواده ها هم اکثرا از داشتن تلویزیون در خانه محروم هستند. در نتیجه تنها منبع سرگرمی برای بیشتر جوانان و نوجوانان، سالن‌های سینماها هستند که معمولا فیلم‌های سرگرم کننده بالیوودی را که در واقع اکثرا کپی فیلم های اکشن هالیوودی هستند نمایش می‌دهند.

فکر می کنی چطور می شود تماشاگران بیشتری را به دیدن فیلم‌های داخلی تشویق کرد؟

همانطور که گفتم تعداد تولید فیلم افغانی بسیار کم است. از این گذشته می‌دانید در بیشتر نقاط دنیا، تولیدات داخلی فیلم با مشکل رقابت با فیلم‌های هالیوودی مواجه هستند ولی این بزرگترین مشکل جامعه افغانستان نیست و به نظر من زمانی که مردم امنیت و رشد اقتصادی را حس کنند، دوباره به سالن‌های سینما بر می‌گردند.

موضع نیروهای تندرو افغانستان در برابر سینما و فیلمسازی چگونه است؟

مسلما آنها سعی می‌کنند محدودیت‌هایی به‌وجود بیاورند ولی تا حال تلاش وزارت فرهنگ مانع ازفشار تندروها برای کنترل زندگی فرهنگی مردم است.

آیا در افغانستان مدرسه سینمایی هم هست؟

اخیرا در دانشگاه کابل رشته جدیدی با عنوان هنرهای تجسمی تدریس می شود که بخشی هم درباره فیلم و سینما است و چندین دوره آموزشی کوتاه مدت هم از طرف سازمان‌های غیر دولتی برگزار شده است. ولی تا کنون در افغانستان مدرسه سینمایی وجود ندارد. من فکر می‌کنم که اگر کسی جرأت کند و یک موسسه آموزش فیلمسازی درافغانستان تاسیس کند، بسیار موفق خواهد شد.

در آخر، ممکن است نظرت را درباره این که چه عوامل مهمی می‌توانند به پیشرفت تولید فیلم و در نتیجه فرهنگ فیلمسازی در افغانستان کمک کنند، توضیح دهی؟

سرمایه‌گذاری و آموزش صحیح می‌توانند شروع خوبی باشند. این امکانات به شرکت‌های فیلمسازی کمک می‌کند تا به طور منظم فیلم‌های کم هزینه تولید کنند و آنها را در جشنواره‌های جهانی نمایش بدهند. زمینه ساخت فیلم کم هزینه در افغانستان هم به خوبی فراهم است و به نظر من فیلمسازان افغان خیلی خوب دریافته‌اند که برای فیلم‌هایشان بازار جهانی خوبی وجود دارد. از طرف دیگر افغانستان سرزمین زیبائی است با مناظر حیرت انگیز و دیدنی که برای دنیای بیرون هنوز ناشناخته است. برای همین به نظر من برای تهیه کننده‌ها می‌تواند خیلی جالب باشد که بر روی فیلم‌های نسل جدید فیلمساز سرمایه‌گذاری کنند و با معرفی این فیلمسازان آنها را در شناخت کشورشان به جهانیان یاری بدهند. این حرکت می تواند به بازگشت زندگی فرهنگی به افغانستان کمک کند.