قسمت دوم

                 مستند –فردیت و زاویه دید:

 معمولا هنرمندان در جامعه   اولین کسانی هستند که لایه ها زیرین و حواشی  جامعه را می بینند که ممکن هست از دید دیگران بسیار طبیعی باشد یا اصلا آن رانبینند.امیل زولا مستند ساز برجسته میگوید « اثر هنری گوشه ای از واقیعیت است که ازطریق سرشت انسان خاص دیده میشود» این تعریف بسیار تعریف زیبا تر و جامعتر از یک  اثر مستند است . هر فیلم مستند در واقع گوشه از واقعیت است که از چشم ومنظر ودیدگاه آن انسان ودر یک کلمه از ویزور دوربین او دیده شده است .پس همانطور که هر کس حیقت را نسبت به یک موضوع تعریف میکند به همان نسبت تصاویری که از یک اتفاق توسط افراد مختلف ارایه میشود متفاوت است با توجه به تفاوتهای سبکی و تواناییها ی آنها.

مستند روایت سازمان یافته :

یک اثر مستند همچون نمونه های داستانی به یک داستان خوب شخصیت جذاب کشش داستانی و مهمتر از همه زوایه دید منسجم و مستحکم نیاز دارد وجود این عناصر برای هر روایتی ضروری است که ان را میتوان در اسطوره ها افسانه ها قصه های عا میانه یعنی اولین اشکال روایت نیز برسی کرد .تی اس الیوت چنین میگوید « تمامی وظیفه هنر این است که با انتساب نظمی به زندگی مفهومی از نظم زندگی را به ما عرضه کند » پس اثر مستند با نمایش روابط علت و معلولی مفهومی از سازمان لایه های زیرین زندگی را به ما ارایه کند.

دامنه اشکال مستند :

نمایش روابط علت و معلولی یا تحمیل نظم را میتوان به اشکال مختلف  انجام داد . مستند ممکن است برنامه ریزی شده و آگاهانه یا خود انگیخته و پیش بینی ناپذیر باشد ، شاعرانه و تاثیر گذار باشد یا خشک و بی روح باشد گفتار متن داشته باشد یا اصلا فاقد کلام باشد باز جویی کند تغییرات را شتاب بخشد یا حتی شخصیتها را غافلگیر کند . مستند ممکن است با استفاده از کلمات تصاویر موسیقی یا کنش و واکنش نظمی را تحمیل کند .ممکن است از ادبیات ،تاتر مسیقی و نقاشی وآواز و ، مقاله و رقص استفاده کند .

برگرفته از کتاب کارگردانی مستند-مایکل رابیگر