مخملباف افغانستان راچگونه می بیند

امشب فرصتی پیش امد کتاب(بودا در افغانستان تخريب نشد ، از شرم فرو ريخت)تالیف محسن مخملباف رامطالعه کنم شاید همین متن زیر که خدمت شما دوستان تقدیم می شود این تصور رابه وجود بیاورد که بنده تازه اثار مخملباف را دیده ام یا متوجه زمانی که کتاب فوق نوشته شده نیستم اما به عرض برسانم نمی خواهم در مورد اثار تصویری مخملباف صحبت کنم که تاکید بنده بر نوع نگاه مخملباف به افغانستان است وآن هم خوشبختی خود را دربدبخت جلوه دادن دیگران است شاهد مدعا همان نگاهی است که از ساخت فیلم بایسکلران شروع شد وتا پنج عصر ادامه داررد واگر بست سال دیگر باز هم مخملباف به افغانستان بیاید باز بدختی عقب ماندگی و...رابه تصویر خواهد کشید به قول خودش افغانها درمقابل مدرنیسم واکسینیزه شده شاید بعضی ها بگویند خوب او سوژه اش درافغانستان این جهات بوده و نباید بر او خرده گرفت  نمی توان به فیلمساز گفت چی رابه تصویر بکشد سلیقه ای است مگوییم درست اما مخلباف در این کتا ب موضوع مشخصی را انتخاب نکرده اند مثلا خواسته باشند فقر را در افغانستان تعریف کنند بلکه او در این کتاب افغانستان را به نوعی تعریف کرده است  .یعنی در مورد آداب فرهنگ جغرافیا تاریخ و...همه چیز در رابطه بااین کشور اظهار نظر فرموده اند! جای تعجب اینجا است که هیچ نکته مثبتی در هیچ کدام از این موارد به چشم نمی خورد  و او افغانستان را کاملا سیاه می بیند .اول مخاطب کتاب  تصور میکند مخملباف ازبی توجهی جهان نسبت به افغانستان گلایه دارد واو می میخواهد توجه مارا رابرای یادآ وری این کشورجلب کند اماهرچه جلو میروی احساس میکنی اوازیک جهنم یاد میکند که او بارها برای نجات بشریت به این برزخ مسافرت کرده .هرجه بابی انتظاری پیش رفتم که استاد یادی ازتاریخ درخشان گذشته ان یاازحماسه ها مجاهدان واقعی آن که ارتش سرخ را به زانو در آورد..یاد کند خبری نبود! تاآنجا پیش رفت که آن رابه پیرزنی تشبیه کرد که هرکس سراغش برود وبال گردنش خواهد شد پس ای کسانی که می خواهید به یک یک سالمند بی بوته کمک کنید مثل من آستین بالابزنید  تا تبدیل به پسر شجاع شوید که همه برایتان کف بزنند.حتی تمدن گذشته آن  راهم که جندان از آن یاد نمیکند مربوط به خراسان بزرگ میداند لابد خراسان بزرگ هم همین مشهد حالا است که چندتا ده وروستا به نام بلخ وغزنین و هرات وبامیان داشته. البته استاد تقصیر ندارداوهم کتاب تاریخ رادرمداراس ایران خوانده است.شاید اگرمن هم روزی بخواهم تاریخ کشورم رابنویسم برای عزت وافتتخار بخشیدن به کشورم چنین کنم .اما جرا من این کتاب را برای اظهار نظرم درمورد او انتخاب کردم دلیل اول  این است که من تازه این کتاب رافرصت کردم مطالعه کنم ولی  همیشه  ازاین نوع نگاه مخملباف در آثارسینمایی او نسبت به افغانستان ناراحت بودم ودر ثانی مکتوب شدن این نگاه توسط وی که زحمت مرا برای اوردن شاهد ومثال درفیلمهای او کم میکند وکسی آن رابه حساب برداشتها شخصی من از آثار تصویری اونمی گذارد.

نکته دیگر اینکه امار وارقام و یکسری مطالب دیگردر رابطه با معضلاتی که گریبانگیر افغانستان است ودر نوشته های ایشان هم آمده جندان بیراه نیست وما هم بعضا طرفدار ایشان هستیم مشکل ما باایشان سیاه نماییهای مطلق استاد وغلو درآن است . 

البته نمیتوان منکر زحمات مخملباف دراحیای سینمای نوپای افغانستان  بعد ازحکومت تروریسم درافغانستان شد اما ای کاش استاد باکمی صداقت وانصاف به زادگاه مولوی وابوعلی سینا وسنایی نگاه میکرد و بعد از مواد مخدروطالبان وترووریسم اشارهای  هم به نکات مثبت این سرزمین باستانی میکرد.  تاحد اقل تعادلی درنوشته هایش به وجود می آمد .

 قسمتهایی از کتاب راعینابرایتان می آورم قضاوت با شما.

 افغانستان در جهان امروزه نقش مثبتي ندارد. نه به عنوان يك كشور اقتصادي كه از طريق يكي از كالاهاي آن به ياد آورده شود و نه به عنوان يك كشور صاحب علم كه جهان را از دانش خود بهره‏مند كرده باشد و نه به عنوان يك كشور صاحب هنر كه اسباب افتخاري شده باشد.

پس چرا نبايد فراموش شود؟ تا آن جا كه مي توان در كتاب هاي لغت در مقابل كشور افغانستان نوشت : افغانستان كشوري توليد كنندة مواد مخدر، با ملتي خشن و جنگجو و بنيادگرا، كه زنان خود را زير چادرهايي بدون منفذ پوشانده اند.

افغانستان دختر زيبايي نيست كه دل هزاران نفر عاشق را بلرزاند، متأسفانه افغانستان امروز بسان پيرزني است كه هركه طمع نزديك شدن به او را داشته باشد با محتضري روبرو خواهد شد و هزينة اين محتضر را كسي كه آن را روي دست خود يافته است مي پردازد و مي دانيم كه روزگار ما روزگار سعديِ " بني آدم اعضاي يكديگرند " نيست

چرا كه هر افغان تصويري كه از موقعيت خود دارد ناامني و خطر است. خطر مردن از جنگ و گرسنگي و مريضي. پس چرا افغان  مهاجرت نكند ؟ ملتي كه سي درصدش مهاجرت مي كنند، يعني از آيندة خود به عنوان يك ملت نااميد شده است. بقية آن هفتاد درصد نيز كه مهاجرت نكرده اند به اين دليل است كه ده درصدشان كشته شده يا مرده اند و شصت درصد ديگرشان، امكان خروج از مرز را نداشته اند. يا خارج شدند و توسط كشورهاي همسايه بازگردانده شده اند.

افغانستان به دلايل گوناگون كشور بي تصويري است. اول از اين باب كه نيمي از جمعيت افغانستان كه زن ها هستند، بي چهره اند. يعني ده ميليون نفر از اين ملت بيست ميليوني، امكان ديده شدن را ندارند و ملتي كه نيمي اش حتي در داخل كشورش و حتي براي زنان خودش قابل رؤيت نيست، ملتي بي تصوير است.

چند فيلم را مجاهدين افغان بعد از عقب نشيني شوروي ساخته اند، كه بيشترشبيه فيلم هاي تبليغاتي جنگي است و بيش از آن كه تصويري باشد واقعي از اوضاع افغانستان امروزي يا ديروزي، تصويري است حماسي ازچند افغان مهاجر در حال جنگ. دو فيلم سينمايي در ايران از موقعيت يك افغاني مهاجر در ايران ساخته شده است : "جمعه" و "باران" و دو فيلم هم توسط من "بايسيكل ران" و " سفر قندهار".اين تمامي تصويري است كه از مردم افغانستان رسانة سينماي جهان وجود دارد .

تاريخ پيدايش افغانستان، تاريخ جدايي افغانستان از ايران است. تا 250 سال پيش افغانستان يكي از استان هاي ايران بوده است. در واقع بخشي از استان خراسان بزرگ دوران نادرشاهافغانستانِ آن زمان را مردمي دامدار تشكيل مي داده اند و نحوة ادارة جمعي شان، قومي ـ قبيله اي بوده است

 در كشور ايران همة ما اول ايراني هستيم، و ناسيوناليسم وجه اول برداشت ما از هويت عمومي ماست. در افغانستان همه اول عضوي از يك قومند، و قوميت وجه اول هويت آن هاست. و اين بارزترين تفاوت روح يك ايراني با روح يك افغان است.

هنوز افراد اقوام افغان با هم ازدواج نمي كنند. با هم داد و ستد تجاري ندارند و بر سر كوچكترين نزاعي، خطر خونريزي هاي دسته جمعي بروز مي كند. و حتي يك بار شاهد بودم كه بر سر عدم رعايت نوبت درصف نانوايي، عده اي براي انتقام ازقوم ديگر كفن پوشيدند

افغانستان به عنوان كشوري كه 75 درصد آن كوهستاني و تنها هفت درصد آن قابل بهره برداري كشاورزي است و فاقد هر نوع صنعت است. به سبب تنها امكان مستمر اقتصادي ـ طبيعي خود كه مراتع است ( آن هم در سال هايي كه خشكسالي نيست ) وابسته به نظام دامداري است

 اما افغانستان براي پاياپاي جهاني چيزي در بساط نداشت به جز مواد مخدر و چون كوچة بن بستي به خودش ختم شد و در جهان معاصر ايزوله شد. و شايد اگر افغانستان 250 سال پيش از كشور ايران مستقل نشده بود، اي بسا با استفاده از بخشي از سهم نفت سرنوشت ديگري ميافت.

 آن چه دست هر افغان را به سبب ترياك و گاز شمال در روز مي گيرد، رقمي معادل 10 سِنت است كه قيمت يك قرص نان در روزهاي عادي و از آن جا كه اين پول سهم حكومت و باند مافياست و تقسيم آن به روش عدالت خواهانه نيست، پس براي سيري شكم افغان نيز اين رقم كفاف نمي دهد، چه رسد به اينكه در آمدي باشد براي ايجاد تحولات كلان در ساختار اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي افغانستان.

 دومين دليل مهاجرت، نبودِ اشتغال ثابت است. ملت افغان اگر مهاجرت نكند از بي شغلي مي ميرد. خرج روزانة شكم مردم افغانستان، در كارگري كردن براي كشورهاي ديگر نهفته است. افغان صبح كه از خواب بر مي خيزد براي امرار معاش به چهار چيز فكر مي كند: اول، به دامداري. چنان چه خشكسالي مانع نشود. دوم، به جنگيدن براي يك گروه و فرقه. يعني جهت اشتغال، وارد عرصة نظامي‏گري مي شود. سوم، براي در آوردن خرج خانواده، مهاجرت مي كند و چهارم، چنان چه راهي نباشد، به جريان قاچاق مي پيوند

هنوز مترقي ترين افراد شناخته شدة افغانستان، در مورد اين سؤال كه چنان چه در افغانستان انتخاباتي صورت گيرد، آيا زنان در اين انتخابات حق رأي دارند مي‏گويند " هنوز جامعة افغان آمادگي حضور زنان در انتخابات را ندارد

در حاشية مرز ايران و افغانستان در سال 1379 در ميان مهاجران و آوارگان افغان هنوز تعدد زوجات امري بديهي و پذيرفته شده است، حتي از سوي زنان است. من خودم در دو عروسي شركت كردم. يكي عروسي قوم هزاره و يكي عروسي قوم پشتون و شنيدم كه به هم ميگفتند " انشاءالله عروسي دوم داماد با بركت تر باشد."

امروزه هنوز در افغانستان تنها چيز مدرن واقعي " اسلحه " است. دليل آن هم اين است كه جنگ داخلي و فراگير افغانستان، هم به عنوان يك عمل نظامي ـ سياسي و هم به عنوان يك اشتغال جدي براي مردم افغانستان، رفته رفته به يك بازار مدرن اسلحه تبديل شده.هر چقدر هم افغانستان از دنياي امروز عقب باشد، ديگر نمي تواند با چاقو و خنجر بجنگد. پس مصرف اسلحه جدي است

عقب نشيني شوروي مگر يك معجزه نبود ؟ حكومت مجاهدين مگر يك معجزة اين طرفي نبود ؟ تسخير ناگهاني طالبان مگر معجزة آن طرفي نبود ؟ پس چرا حكايت همچنان باقي است ؟ براي آن كه مدرنيسم مورد بحث ما در افغانستان با دو مشكل اساسي روبروست. اول با مبناي اقتصادي، مدرنيسم، دوم با واكسيناسيون سنت افغان، در مقابل مدرنيسم زودرس

تصور كنيد جنگجويي را كه براي فتح افغانستان مدام بايد به نوك كوه ها صعود كند و سپس از دره ها سرازير شود و دوباره براي ادامة فتح خود به نوك كوه بعدي صعود كند و هنگامي كه همة افغانستان را بر فرض محال اشغال كرد، براي تدارك سپاه پيروز خود، مدام بايستي قله ها را فتح تداركاتيِ مجدد كند. همين كوه ها كافي اند كه افغانستان هيچ گاه كامل به دست هيچ دشمن خارجي و هيچ دوست داخلي نيفتد. وقتي از بيرون به جنگ افغان ها با شوروي مي نگري، مقاومت يك ملت را مي بيني، اما وقتي از درون آن را مشاهده ميكني، درمييابي كه هر قومي از دره اي كه خود در آن گرفتار بوده، دفاع كرده است و وقتي دشمن خارجي بيرون رفته، دوباره هركس درة خود را مركز جهان دانسته است.

در كوهستان راه نيست و راه سازي دشوار و هزينه بَر است و اگر راهي مي يابي، يا نظامي است يا كوره‏ راهي است قاچاق رو، و تنها راه جدي قابل اعتناي افغانستان، راهي است كه بيشتر از حاشية كشور مي گذرد. راهي كه از حاشيه ها مي گذرد، چگونه مي تواند چون شاهرگي در درون بدن كشوري چون افغانستان، مشكل گشاي ارتباطات اقتصادي ـ اجتماعيـ فرهنگي باشد ؟

براي چه كسي مي صرفد كه هزينة سوراخ كردن اين همه كوه سر برافراشته و سخت را بپردازد؟ اين هزينة گزاف بايستي به قصد كدام سود بيشتر باشد؟ مي گويند افغانستان پر از معادن استخراج نشده است. منابع استخراج شدة احتمالي آينده قرار است از راه و براي بهرهبرداري به كجا برسند؟ و چه كسي باني اولية سرمايه‏گذاري معادني است كه قرار است در آتيه اي امن و نامعلوم بهره بدهند ؟ آيا همين بي راهي دليل كافي نبوده است كه نه شوروي و نه حكومت هاي افغان به فكر استخراج معادن افغانستان نيفتند

"دكتر كمال حسين" نماينده بنگلادشي سازمان ملل در امور افغانستان در تابستان سال 1379 در تهران به دفتر ما آمد و گفت ده سال است به سازمان ملل گزارش مي دهم و هيچ اثري نمي كند، آمده ام دستيار تو در سينما شوم، شايد با فيلم ساختن، غفلت جهان در مورد افغانستان بر طرف شود. گفتم : ساخته ايم ما، يافت مي نشود تأثير، گفت : آنچه يافت مي نكند تأثير، آنم آرزوست

در دورة اخير كه يك سوم جمعيت افغانستان، به صورت مهاجر از كشور خارج شدند، سفرشان در پي كسب دانش نبوده است. اين ها از كشورشان به جبر جنگ و فقر گريخته اند و جمعيت فراوانشان ميزبانان آن ها را خسته و دلزده كرده است. مهاجرت حدود 5/2 ميليون افغان مهاجر به ايران و مهاجرت حدود 3 ميليون مهاجر افغان به پاكستان، مسائلي را براي هر دو كشور ميزبان ايجاد كرده است.

من خودم در هرات كه بودم شنيدم حقوق حاكم هرات فعلي ماهانه 15 دلار است. يعني روزي نيم دلار يا چهارصد تومان ايراني. عرب ها بيهوده در مَثَل نياورده اند. "الجار ثم الدار" اول همسايه، سپس خانه.

درگذشت یک فیلم ساز

کریستف دو پونفیلی خبرنگار،سینماگرونویسنده فعا ل،متعهد وانسان دوست فرانسوی درگذشت.او از اولین خبرنگارانی بود که به همراه پزشکان بدون مرز به افغانستان رفت و از مقاومت مردم این کشور رپرتاژخبری تهیه کرد. حاصل این سفر در سال 1981 یک فیلم مستند سوپر8 به نام یک دره برضد یک امپراتوری(1) بود، که نخستین بار،مقاومت مردم افغانستان دردره پنج شیر دربرابرارتش سرخ شوروی را به تصویر می کشید

این فیلم که نخستین بار احمد شاه مسعود فرمانده دره پنج شیر و یارانش را ازنزدیک نشان می داد دربسیج افکار عمومی فرانسه واروپا دربرابراشغال افغانستاناز سوی ارتش شوروی و همدردی ایشان با مردم افغانستان تاثیربه سزایی گذاشت و چند جایزه بین المللی را به خود اختصاص داد

کریستف دو پونفیلی هیجگاه افغانستان را فراموش نکرد و بارها در طول سالها ی جنگ و سختی به این کشور سفر نمود. چندین کتاب و فیلم و چند جایزه بین المللی دیگر نتیجه این سفرها هستند.وی علاوه بر افغانستان در تاجیکستان، آسیای مرکزی، آفریقا ، اروپا و فرانسه فعالیت فیلم سازی داشت. 35 فیلم مستند،5 کتاب و یک فیلم بلند سینمایی به نام« ستاره سرباز»(2) که به تازگی فیلم برداری آن در افغانستان پایان یافته، کارنامه پربار کریستف دو پونفیلی را تشکیل میدهند

بدون شک مهم ترین اثر او کتاب و فیلم مسعود افغان(3) میباشد که در ساال 1998 پخش شد. این فیلم بخشی از تلاش دو پونفیلی برای شناساندن نبرد و مقاومت مردم افغانستان به رهبری بلامنازع احمد شاه مسعود از زمان اشغال این کشور به دست نیروهای شوروی ، سقوط کابل و استقرار نیروهای مجاهدین در کابل وشروع جنگ داخلی و مشکلات مسعود به عنوان وزیر دفاع ، سقوط مجدد کابل به دست طالبان ، پناه بردن مجدد نیروهای مقاومت و احمدشاه مسعود به دره پنج شیر و ادامه مقاومت می باشد. این فیلم علاوه بر دریافت جوایز متعدد، در فراخوانی مجدد افکارعمومی جهان و جلب توجه مجدد آنان به مساله افغانستان فراموش شده به عنوان فیلمی مستند و یادگاری ارزشمند درتاریخ سینمای مستند نقش اساسی داشت.کریستف دو پونفیلی 55 ساله پدر 4 فرزند بود که در روز سه شنبه 16 ماه مه 2006 به علت نا معلومی در حومه پاریس به زندگی خویش پایان داد
یادش گرامی باد

تریلوژی افغانستان

کمپانی بین المللی وایلد بانچ قصد دارد فیلم سفر قندهار ساخته محسن مخملباف ، فیلم پنج عصر ساخته سمیرا مخملباف و فیلم سگ های ولگرد ساخته مرضیه مشکینی را با عنوان تریلوژی افغانستان از طریق تلویزیون آرته و هم چنین به صورت یک پکیج DVD منتشرکند .
این سه فیلم به سه دوره ا ززند گی مرد م افغانستان در ( زمان حکومت طالبان ،بلا فاصله پس از حمله امریکا و2 سال پس از حمله امریکا) می پردازد .
ونسان ماراوال ریئس کمپانی اکسپشن وایلد بانچ می گوید :از ورای این سه فیلم می توان به تصویر جامعی از دردها و رویاها وزوایای پیچیده اجتماعی – سیاسی و انسانی افغانستان پی برد .

این سه فیلم بخشی از هفت فیلم خانه فیلم مخملباف درباره افغا نستا ن است .فیلم های دیگر عبارتند از : بایسیکل ران (سال 1989 ) والفبای افغان (سال 2001 )از محسن مخملباف، لذ ت دیوانگی (سال 2003 ) از حنا مخملباف و فیلم 11 سپتامبر( سال 2002) از سمیرا مخملباف .
د رطول 100سال تاریخ سینما ،کشور افغانستان تا حمله امریکا تنها 40 فیلم کوتاه یا سینمایی در کار نامه سینمایی خود داشته است .پس ا ز11 سپتامبر و تشکیل حکومت جد ید در افغانستان دو کارگردان سینمای افغانستان صدیق برمک و عتیق رحیم دو فیلم سینمایی با نام های اسامه وخاکستر و خاک را بر این مجموعه افزوده اند.

 

جاده ای به گوانتانامو

سه شنبه،14 فوریه 2006،جشنواره فیلم برلین،حضورسه شخصیت یکی از فیلم های بخش مسابقه بر صحنه: جاده ای به گوانتانامو. این فیلم آمیزه ای از واقعیت و بازسازی است: واقعیت،زیرا سه شخصیت اصلی فیلم سرگذشتی را که روایت می شود در بازداشتگاه گوانتانامو از سر گذرانده اند. بازسازی: زیرا کارگردان واقعیت را با تصاویر بایگانی شده در هم می آمیزد.فیلم داستان ساده ای دارد: چهار دوست از پاکستان راهی افغانستان می شوند زیرا از اینان یک تن به آنجا می رود تا عروسی کند.آغاز فیلم به نسخه ای از یک فیلم جاده ای به سبک شرقی نزدیک است.روزهای میانی این سفر با یورش نیروهای امریکایی به افغانستان همزمان است. هرچهار تن در پی رخدادهای گوناگون دستگیر و به سان تروریست به بازداشتگاه گوانتانامو برده می شوند. اینجا واپسین جایی است که آنان پیش از رهایی، خوارداشت و دشواری های دیگری را از سر می گذرانند.کوشش فیلم ساز برای اثبات این نکته که اینان افرادی بی گناه بوده اند همه کشش فیلم را از میان می برد زیرا توجه براین نکته همچون درون مایه بنیادی فیلم ازآن اثری پدید ساخته که می توان آن را گونه ای امریکایی ستیزی ابتدایی واندکی خام برشمرد.فیلم در گونه مستند داستانی می گنجد

داستان فیلم

در سپتامبر 2001،مادر آصف اقبال پاکستانی به تریپتون درانگلستان بازمی گردد.او در روستایی نه چندان دور از فیصل آباد عروسی برای پسرش یافته است.چند روز بعد،آصف برای دیدار عروس به پنجاب می رود.او که برای عروسی نیاز به شاهد دارد به دوستانش روحل،شفیق و منیر در انگلستان تلفن می کند تا آنها را به عروسی فراخواند.چهار جوان در کراچی یکدیگر را دیدار می کنند و در آنجا با پسر عموی پاکستانی شفیق به مسجدی می روند.امام جماعت مسجد از آنها می خواهد تا به افغانستان بروند و به مردم آنجا کمک کنند.کرایه اتوبوس ناچیز و رفتن به افغانستان نیز برای این چهار دوست هیجان انگیز و آمیخته به ماجراست

پس از سفری خسته کننده شباهنگام به قندهار می رسند.این نخستین شب بمباران افغانستان از سوی نیروهای امریکایی است. امریکایی ها در پی یورش یازده سپتامبر سرکوب طالبان را آغاز کرده اند.هرچهار تن راهی کابل می شوند و در آنجا به دلیل بیماری ناگزیر به ماندن می شوند.سپس بار دیگر گام در راه می نهند به امید آن که به پاکستان بازگردند اما چیزی نمی گذرد که خود را در دل منطقه جنگی می یابند و سرانجام دستگیر می شوند. پس از هفته ها بازداشت و سرگردانی با هواپیما به گوانتانامو،پایگاه نظامی امریکا در کوبا برده می شوند و همچون تروریست های بالقوه به زندان می افتند.سرویس مخفی ارتش امریکا بر این باور است که این جوانان با محمد عطا و اسامه بن لادن در ارتباط اند.اگرچه خیلی زود آشکار می شود که بر این اتهامات حقیقتی متصور نیست اما دو سال می گذرد تا شفیق،آصف و روحل بتوانند بار دیگر به شهر تریپتون بازگردند.تا امروز هیچ نشانه ای از زندگی یا مرگ منیر که دوستانش او را در افغانستان گم کرده اند در دست نیست.فیلم از تصاویر بایگانی شده، مصاحبه ها وصحنه های بازسازی شده بهره می گیرد تا داستانی نزدیک به واقعیت از سفر دور و دراز اینان پدید آورد

مشخصات فیلم


جاده ای به گوانتانامو

انگلستان،2006،95 دقیقه

کارگردان:مایکل وینترباتم،مت وایت کراس

بازیگران: رضوان احمد،فرهاد هارون،وقار صدیقی،عرفان عثمان

بخش مسابقه جشنواره فیلم 2006 برلین.

یک دانشمند افغانی عالی ترین جایزه دولت فرانسه را نصیب گردید

 

یک دانشمند عرصه طب افغانستان در فرانسه بخاطرتلاشهای علمی اش طی سالیان زیاد در عرصه نرفولوژی  عالی ترین  جایزه دولت آنکشور را نصیب  گردیده است.

به گزارش آژانس باختر!  در محفل توزیع جایزه  سفیر افغانستان در سویس دانشمندان علاقمند ان و اعضای خانواده دوکتور احسان الله  دلاوری  برنده این جایزه  اشتراک نموده بودند.

داکتر دلاوری از سی سال به اینطرف در شهر فرانچویل در حومه شهر لیون  فرانسه زنده گی میکند و تحصیلاتش را در پوهنتون طب کابل به پایان رسانیده و تخصص خویش را در رشته نر فولوژی  از پوهنتون  لیون بدست آورده است.

گفته میشود رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با ارسال نامه ای از دلاوری بخاطر دریافت این جایزه  ستایش نموده است.

جستجوگران خاک روایتی دیگر ازبی آشیان ها

موضوع فیلم : مستند اجتماعی
نویسنده وکارگردان :علی اکبری
مدت : 23 دقیقه
تصویر بردار: محمد مروج زاده
تدوین :محمد علی اکبری
لوکیشن : کوره آجر پزیهای شهر قم

جویندگان خاک عنوان فیلم مستندی است دربارۀ کارگران و جویندگان کار ، در کوره های آجر پزی شهر قم. هر روز تعدادی از این افراد ساعت ها در کنار خیابان منتظر می مانند تا بتوانند چند ساعت کار برای خود پیدا کنند. آنها همواره در کنار خیابان و در میان کوچه های پر از گرد و خاک این منطقه برای بدست آوردن دستمزد اندک پرسه می زنند. و مدام با این خاک های خشک و تر و پخته دست و پنجه نرم می کنند تا بتوانند یک (لبخند خاکی) را شب برای خانواده خود به ارمغان ببرند.

اما افسوس که این خنده ها بسیار کوتاه اند مگر اینکه به «خاک» یعنی مادر وطن برسند و این قصه ناتمام و این رنج بی پایان که همواره گریبان گیر آنها هستند پایانی نداررد.

   

      

نام فیلم : تن و روان

موضوع فیلم : مستند ورزشی
مدت : 25 دقیقه
نویسنده وکارگردان : علی اکبری
تصویر بردار: علی آزاد
تدوین : محمد علی اکبری
دستیار تصویر بردار : تقی رضای
صدا بردار : حبیب الله محمدی
نور پرداز : تقی رضای
لوکیشن : قم
بازیگران :
1: سید روح الله حسینی وجمعی از ورزشکاران
تاریخ تولید : آبان 1384
مدت فیلم برداری : 10 روز

یکی از موفقیت های مهم مهاجرین افغانی در عالم غربت و در کشور جمهوری اسلامی ایران ورزش است.
به حق جوانان مهاجر در میدان های ورزشی مخصوصاً ورشهای رزمی بسیار خوش درخشیدند. یکی از این ورزشهای رزمی کونگ فواست که برای اکثر جوانان مهاجر کلمه آشنا و شناخته شده است.
اما در راه پیشبرد و همگانی کردن   این ورزش ها پیشکسوتهایی هستند که با جسارت و جرأت این راه را گشودند و تا مراحل بالایی، از فنون و تجربیات خود را رساندند و این تجربه ها را به جوانتر ها منتقل کردند. یکی از این مربیان با تجربه (استاد سید روح الله حسینی) است که شاگردان زیادی را هم در سطرح مربی گری و هم عرصه قهرمانی به جامعه ورزشی ما تحویل دادند. این فیلم به زندگی شخصی و فعّالیتهای ورزشی استاد حسینی می پردازد.

فیلم" فصل سکوت" یکی از برنده گان جایزه  فستیوال فیلم" سینما ویست" در استرالیا شد

فیلم" فصل سکوت" به کارگردانی عبدالرحمان عالمی برنده جایزه  بهترین فیلم فیستوال بین المللی  بنام" سینما ویست"  استرالیا شد.

فیستوال سینما ویست که یکی از فستیوال های مهم در استرالیا می باشد از تاریخ 28 تا 30 اکتبر در شهر سدنی برگزار شد  وپس از پایان فستیوال، فیلم های برنده  فستیوال سینما ویست(2005) را   دربخش های مختلف اعلام کرد.

 از افغانستان دوفیلم مستند  بنام های بودا و فصل سکوت در بخش ها ی مختلف این جشنواره حضور داشت که فیلم فصل سکوت موفق به دریافت جایزه اول از بخش بین المللی شد.

برای اطلاعات بیشتر به آدرس سایت فیستوال مراجعه شود. http://www.cinewest.org.au/ssoupw05.htm

خانه فیلم پویا ضمن تبریک و مانده نیاشید به همه عوامل تهیه وتولید فیلم فصل سکوت، از زحمات یکایک شان سپاسگزار است. 

روایت هجر درجشنواره بین المللی فیلم تهران

موضوع فیلم : مستند ( اجتماعی )
مدت : 25 دقیقه

نویسنده وکارگردان : علی اکبری
تصویر بردار : محمد مروج زاده
مدیر تولید : علی اکبری
لوکیشن : دامشهر قم
میکس ومونتاژ: محمد علی اکبری
تدوین : علی اکبری
تاریخ تولید : پائیز 1382

  خلاصه فیلم نامه :
روایت هجر همانطوریکه ازاسمش پیدا است قصه درد و رنج مهاجرین است که سالهاست ازوطن وخانه وکاشانه خود جداگشته اند وسایه های غربت ومهاجرت همچنان بر آنها سایه افگنده است .
منطقه دامپروری بنام ( دامشهر ) در15 کیلومتری شهر قم واقع شده است که اکثر گوشت ولبنیا ت شهر قم وحومه آن را تأمین می کند . اکثر کارکنان این منطقه دامپروری را مهاجرین افغانستانی تشکیل می دهد . این منطقه ، با وجود آن که دارای تمام تجهیزات برای پرورش دام اعم از آب ، برق ، دامپزشکی ، بانک وبهداشت طیور و... برخوردار است ، ولی هیچگونه امکانات رفاهی وبهداشتی برای ساکنان آن ازقبیل درمانگان یا مدرسه ومغازه و ... درنظر گرفته نشده است .
صیفی نمونه از صدها مهاجر درد کشیده است که ازهمه این نابرابری ها گله وشکایتی ندارد ، تنها دردی او غربت است . اوهم درمدرسه خودگردان آنجا که به همت مردم تأسیس شده است ، فراشی می کند وهم کار سنگین گاو داری را انجام می دهد وهم دست فروشی می کند تا زندگی حد اقللی ، را برای خانواده خود فراهم کند ودروبین با اوبه همه این جاها سرکشی می کند .
این فیلم دارای صحنه های است که بیانگر واقعیات تلخ ورنج آوری ، که یک مهاجر دردیار غربت با آن مأنوس می باشد .


جايزه منبرطلايي

 

فلم افغانستاني " سرزمين پامير" جايزه  منبرطلايي دومين دور جشنواره بين المللي شهركازان جمهوري تاتارستان روسيه رابرد.

اين جشنواره كه از10 تا16 سپتامبردرشهركازان دايرشده بوددرآن فلمهايي از24 كشورجهان دربخشهاي مسابقه وخارج ازمسابقه نمايش داده شد.

جشنواره سه بخش مسابقه داشت كه شامل مسابقه فلمهاي داستاني، مسابقه فلمهاي انيميشن ومسابقه فلمهاي مستند مي شد ودوفلم ازكشورافغانستان به كارگرداني آقاي ملك شفيعي كه دربخش مسابقه فلمهاي مستندراه يافته بودبه نمايش درآمدوفلم سرزمين پاميربرنده بهترين فلم مستندشد ديگربرندگان اين بخش فلمهايي ازكشورروسيه وتلويزيون الجزيره قطربود.

لازم به ذكراست كه اين جشنواره هرچنددومين دورآن امسال برگزارشدولي ازكيفيت بسياربالايي برخورداربودويك هيات ‍‍ژوري ازكشورهاي انگلستان،ايتاليا،روسيه،ايران، مصروآذربايجان فلمهاراداوري مر كردندوبگفته مسولين جشنواره آنهادرصدداندتاكيفيت اين جشنواره رادرحدجشنوارهاي معتبري مثل كن وبرلين برسانند.

گفتني است درمراسم پاياني اين جشنواره سفراي بعضي ازكشورهاي عربي، نخست وزيرووزيرفرهنگ جمهوري تاتارستان ورييس شوراي مفتيهاي روسيه نيزاشتراك ورزيده بود.

برنامه آموزش «نورالهدی»

 

تجوید از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است بويژه قرائت قرآن کریم و قرائت صحيح فريضه نماز اهميت آنرا مضاعف نموده است. با توجه به ضرورت ياد گيري تجويد مؤسسه امام هادي (عليه السلام) سلسله کلاسهای آموزش قرآن کریم را ( روخوانی و روان خوانی، صوت ولحن مقدماتي وپيشرفته ) به صورت سی دی های آموزشی تهیه و تولید نموده است . كه اينك بخش مقدماتي آن تهیه و تولید گرديده است .
لازم بذكر است اين برنامه از سلسله در سهاي قاري ممتاز وبين المللي افغانستان جناب حجت الاسلام والمسلمين استاد
توحيدي تهيه شده است .
«نورالهدی» برنامه آموزشي تجوید قرآن کریم است كه در بیست قسمت 25 دقیقه ای در هادی فیلم با همکاری بخش قرآنی مؤسسه امام هادی(ع) تهیه و تولید شد.

عوامل تولید برنامه «نورالهدی» به شرح زیر است:
طرح و کارگردانی: علی اکبری
تصویر برداران: محمدی علی اکبری – محمد علی رضوانی
تدوین: محمد علی اکبری
کارشناس قرآنی: محمد علی رضوانی
سایر همکاران: جناب سید حسن علوی ، حجت الاسلام و المسلمین شفیق.
تابستان 1385